۞ حضرت امام خمینی (ره):
انگیزه بعثت نزول وحی است و نزول قرآن است و انگیزه تلاوت قرآن بر بشر این است که تزکیه پیدا بکنند.

موقعیت شما : صفحه اصلی » اخبار مرتبط با امام » اسلایدر
  • شناسه : 1017
  • 29 دی 1398 - 13:50
  • 111 بازدید
  • ارسال توسط :
  • منبع : www.Imam- Khomeini.ir
جلوه های قرآنی و اسلامی اندیشه امام خمینی (ره) در تبیین استکبار جهانی

جلوه های قرآنی و اسلامی اندیشه امام خمینی (ره) در تبیین استکبار جهانی

‏‏‏ یکی از مشخصه های بارز اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی تلاش برای وارد کردن واژه ها و مفاهیم قرآنی و اسلامی در ادبیات سیاسی مسئولان و دولتمردان نظام اسلامی بود که واژه استکبار از جمله واژه هایی است که به طور عملی در این ادبیات وارد گردید. حضرت امام خمینی در تعیین استراتژی و […]

‏‏

یکی از مشخصه های بارز اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی تلاش برای وارد کردن واژه ها و مفاهیم قرآنی و اسلامی در ادبیات سیاسی مسئولان و دولتمردان نظام اسلامی بود که واژه استکبار از جمله واژه هایی است که به طور عملی در این ادبیات وارد گردید. حضرت امام خمینی در تعیین استراتژی و خط مشی مبارزه با استکبار سه اصل را مورد اشاره قرار می دهند:

  • سلامت و صلح جهان بسته به انقراض مستکبرین است.
  • تغییر باید از متن جامعه سرچشمه بگیرد.
  • مقابله با مستکبرین باید ریشه ای و انقلابی باشد، نه سطحی و رفرمی

 

 

 

اندیشه های انبیای الهی و انسان های بزرگ صرفاً در کتاب ها و متن ها برای تعلیم و آموزش نمی مانند. این افراد برای عملی کردن افکار و ارزش هایشان در عرصه فردی و جمعی دست به کار می شوند.  گستره و حیطه عملی کردن آن اندیشه ها به نقش و جایگاه فرد صاحب اندیشه بستگی دارد. سطح اجتماعی، فرهنگی، خدماتی و سیاسی از این شماراند. همواره اندیشه های الهی و انسانی در سطح عمل با منافع و خواسته های افراد قدرتمند چالش و اصطکاک پیدا می کند. در قرآن کریم دو دسته از قدرت ها در برابر اندیشه های اسلامی و ارزش های انسانی فطری صف آرایی کرده اند؛ صاحبان زر و ثروت مادی که نماد ایشان قارون است. دوم صاحبان زور که نماد آنان فرعون است. وقتی این دو قدرت مالی و سیاسی با همدیگر پیوند داشته و به فکر زیاده خواهی و تکاثر ثروت باشند، به طور طبیعی در برابر هر اندیشه عدالت خواه و مردمدار ایستادگی می کنند. در منطق قرآن کریم وحدت این دو قدرت همان استکبار است که در جهان عینی و واقعی سیاسی نمودهای خاص خود را دارد.‏

امام خمینی(س) منظومه ای از اندیشه داشت که در آن انسان حق و وظیفه را همزمان با هم داشت. انسان برای امام خمینی(س) یک موجود مسئول و مختار بود که می بایست ساختن سرنوشت را در دست بگیرد. امام با این محور صاحب اندیشه ای جهانی بود که فراتر از مرزهای جغرافیایی و قومی و ایدئولوژیک می رفت. از سوی دیگر امام خمینی(س) در زمانه ای اندیشه های خویش را مطرح و در ادامه برای عملی کردن آنها از طریق سیاسی وارد مبارزه شد که در جهان واقعی و در صحنه سیاسی عملی پدیده ای به نام امپریالیسم و سرمایه داری و استعمار در اوج خود بود. استکبار و امپریالیسم برای کسب ثروت و قدرت به غارت منابع کشورها و سرزمین های دیگر می پرداختند و این سیاست را با نام های مختلف توجیه و تزیین می نمودند. از مهمترین ابزارهای استعمار و چپاول، تأسیس حکومت های دست نشانده و وابسته در این کشورها بود.‏

امام خمینی(س) که واجد اندیشه ای اصیل اسلامی بود برای رهایی مسلمانان از استعمار و امپریالیسم به بنیان گذاری نظام سیاسی بومی و مستقلی دست زد که آرمان آن استقلال و آزادی ملت ها از حکومت های وابسته به استکبار بود. او می خواست مردم ایران و کشورهای استعمار شده بر اساس خواست و اراده خویش برای سرنوشت و آینده شان تصمیم بگیرند. این مؤلفه محور استقلال طلبی ملت ها بود و مقاومت آنان را در برابر استکبار و استعمار بر می انگیخت. در این دوران امام خمینی(س) برای ملت های مستضعف و آزادی خواه نماد مبارزه برای استقلال طلبی بشمار رفته و اندیشه و آرای ایشان در میان مردم از محبوبیت ‎‏برخوردار شد. این وضع زمینه ساز شکل گیری گفتمانی شد که می توان به آن گفتمان مقاومت امام خمینی(س) در برابر استکبار نامید. این گفتمان مقاومت در واقع دلیل اصلی مخالفت های استکبار با امام خمینی به شمار می رود.‏

 

 

 

 

 

 

 

 

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*