۞ حضرت امام خمینی (ره):
انگیزه بعثت نزول وحی است و نزول قرآن است و انگیزه تلاوت قرآن بر بشر این است که تزکیه پیدا بکنند.

  • شناسه : 1045
  • 30 دی 1398 - 12:57
  • 150 بازدید
  • ارسال توسط :
  • منبع : شرح چهل حدیث- امام خمینی (ره)
فصلی از «شرح چهل حدیث» امام خمینی (ره) در «فضیلت تلاوت قرآن»

فصلی از «شرح چهل حدیث» امام خمینی (ره) در «فضیلت تلاوت قرآن»

  فصل در فضیلت تلاوت قرآن است‏ یکى از وصایاى رسول اکرم، صلّى اللّه علیه و آله، وصیت به تلاوت قرآن است. و فضل تلاوت و حفظ و حمل و تمسک و تعلم و مداومت و مزاولت و تدبر در معانى و اسرار آن بیش از آن است که به فهم قاصر ما درست آید. […]

 

فصل در فضیلت تلاوت قرآن است‏

یکى از وصایاى رسول اکرم، صلّى اللّه علیه و آله، وصیت به تلاوت قرآن است. و فضل تلاوت و حفظ و حمل و تمسک و تعلم و مداومت و مزاولت و تدبر در معانى و اسرار آن بیش از آن است که به فهم قاصر ما درست آید. و آنچه از اهل بیت عصمت، علیهم السلام، در خصوص آن وارد شده است در این اوراق نگنجد، و ما به بعض آن قناعت کنیم.

کافى بإسناده عن أبی عبد اللّه، علیه السّلام، قال: القرآن عهد اللّه إلى خلقه، فقد ینبغی للمرء المسلم أن ینظر فی عهده و أن یقرأ منه فی کلّ یوم خمسین آیه. (کافی، ج ۲، ص ۶۰۹) فرمود: «قرآن عهد خداوند است به سوى بندگان، همانا سزاوار است که هر مرد مسلمانى در هر روز به آن عهد نظر کند و از آن پنجاه آیه قرائت کند.»

و بإسناده عن الزّهرىّ قال سمعت علىّ بن الحسین، علیهما السّلام، یقول:

آیات القرآن خزائن، فکلمّا فتحت خزینه، ینبغی لک أن تنظر فیها.» [۱] «فرمود حضرت سجّاد، علیه السلام، که آیات قرآن خزانه‏ هایى است، پس هر وقت گشوده شد خزینه‏اى، سزاوار است که نظر کنى در آن.»

و ظاهر این دو حدیث آن است که تدبر در آیات آن و تفکر در معانى آن خوبست بکنند. و تدبر و تفکر در آیات محکمه الهیّه و فهم معارف و حکم و توحید و تفرید از آن نمودن غیر از تفسیر به رأى است که منهىّ عنه است در مقابل اصحاب رأى و أ هواى فاسده، بدون تمسک به اهل بیت وحى که مختص به مخاطبه کلام الهى هستند، چنانچه در محالّ خود ثابت است و تفصیل در این مقام بیموقع. و کفایت مى‏کند قول خداى تعالى: أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلوبٍ أَقْفالُها. [۲]

و در اخبار امر به رجوع به آن و تدبر در معانى آن بسیار وارد است. حتى از جناب امیر المؤمنین، علیه السلام، نقل است که فرمود: «خیرى نیست در قرائتى که از روى تفکر نباشد.» [۳]

و بإسناده عن أبی جعفر، علیه السّلام، قال، قال رسول اللّه، صلّى اللّه علیه و آله: من قرأ عشر آیات فی لیله، لم یکتب من الغافلین. و من قرأ خمسین آیه، کتب‏ من الذّاکرین. و من قرأ مائه آیه. کتب من القانتین. و من قرأ مائتی آیه. کتب من الخاشعین. و من قرأ ثلاثمائه آیه، کتب من الفائزین. و من قرأ خمسمائه آیه. کتب من المجتهدین. و من قرأ ألف آیه، کتب له قنطار من برّ: القنطار خمسه عشر ألف (خمسون ألف) مثقال من ذهب، و المثقال أربعه و عشرون قیراطا: أصغرها مثل جبل أحد، و أکبرها ما بین السّماء و الأرض. )اصول کافی، ج۲، ص ۶۱۲)

__________________________________________________

[۱] اصول کافى، ج ۲، ص ۶۰۹، «کتاب فضل القرآن»، «باب فی قراءته»، حدیث ۲٫ در این منبع جمله آخر حدیث به صورت تنظر ما فیها ضبط شده است.

[۲] «پس چرا در قرآن تدبر نمى‏کنند؟ مگر اینکه بر دلهاشان قفلهاست.» (محمد- ۲۴)

[۳] لا خیر فی عباده لا فقه فیها و لا فی قرائه لا تدبّر فیها (خیرى نیست براى عبادتى که در آن فهم نباشد، و براى قرائتى که در آن تدبر نباشد.) المحجه البیضاء، ج ۲، ص ۲۳۷، «کتاب آداب تلاوه القرآن»، باب ۳٫


و در اخبار کثیره قضیه تمثل قرآن به صورت نیکویى، و شفاعت نمودن آن از اهل خود و قرائت کنندگان وارد است، (اصول کافی، ج۲،ص ۵۹۶) که از ذکر آنها صرف نظر کردیم. و در حدیث است: «مؤمنى که قرائت قرآن کند در حال جوانى، داخل شود قرآن به گوشت و خون او، و او را خداوند با سفراى کرام نیکوکار قرار دهد، و قرآن پناه اوست در قیامت و در محضر حق گوید: «خداوندا، هر عاملى اجر عملش را گرفت غیر از عامل به من، پس بهترین عطایاى خود را به او برسان.» پس خداى تعالى به او بپوشاند دو حلّه از حلّه‏هاى بهشتى و بر سر او تاج کرامت نهد. پس خطاب شود: «آیا راضى شدى؟» قرآن عرض کند: «من امید بیشتر داشتم.» پس امن و امان را به دست راست او دهند و خلد را به چپ، پس داخل بهشت شود و به او گفته شود:

«قرائت کن و بالا بیا درجه‏اى.» پس به قرآن خطاب شود: «آیا او را به مقامات رساندیم و تو راضى شدى؟» عرض کند: «آرى.» [۱]»

فرمود حضرت صادق، علیه السلام، که «کسى که قرآن را بسیار قرائت کند و با او عهد تازه کند به مشقت کشیدن در حفظ آن، دو اجر به او عطا فرماید.» [۲] و از این حدیث شریف معلوم شود که مطلوب در تلاوت قرآن شریف آن است که در اعماق قلب انسان تأثیر کند و باطن انسان صورت کلام الهى گردد، و از مرتبه ملکه به مرتبه تحقق رسد. و اشاره به این فرموده آنجا که فرماید: «جوان مؤمن اگر قرائت کند، قرآن در گوشت و خون او وارد شود.» و این کنایه از آن است که صورت قرآن در قلب مستقر و جایگزین گردد به طورى که خود باطن انسان کلام اللّه مجید و قرآن حمید گردد به اندازه لیاقت و استعدادش. و در حمله قرآن کسى است که باطن ذاتش تمام حقیقت کلام جامع الهى است و خود قرآن جامع و فرقان قاطع است، مثل على بن ابى طالب، علیه السلام، و معصومین از ولد طاهرینش (ع) که سراپا تحقق به آیات طیبات الهیه هستند، و آنها آیات اللّه عظمى و قرآن تامّ و تمام هستند. بلکه در تمام عبادات این معنا مطلوب، و یکى از اسرار بزرگ و عبادات و تکرار آن همین تحقق به‏ حقایق عبادات است، و متصور شدن باطن ذات و قلب است به صورت عبادت.

__________________________________________________

[۱] عن أبی عبد اللّه (ع) قال: من قرأ القرآن و هو شابّ مؤمن اختلط القرآن بلحمه و دمه، و جعله اللّه عزّ و جلّ مع السّفره الکرام البرره، و کان القرآن حجیزا عنه یوم القیامه. یقول: یا ربّ، إنّ کلّ عامل قد أصاب أجر عمله غیر عاملى، فبلّغ به أکرم عطایاک. قال فیکسوه اللّه العزیز الجبّار حلّتین من حلل الجنّه، و یوضع على رأسه تاج الکرامه، ثمّ یقال له: هل أرضیناک فیه؟ فیقول القرآن: یا ربّ، قد کنت أرغب له فیما هو أفضل من هذا. فیعطى الأمن بیمینه و الخلد بیساره، ثمّ یدخل الجنّه، فیقال له: اقرأ و اصعد درجه. ثم یقال له: هل بلّغنا به و أرضیناک؟

فیقول: نعم. قال: و من قرأه کثیرا و تعاهده بمشقّه من شدّه حفظه، أعطاه اللّه عزّ و جلّ أجر هذا مرّتین. اصول کافى، ج ۲، ص ۶۰۳، «کتاب فضل القرآن»، «باب حامل القرآن»، حدیث ۴٫ ثواب الأعمال و عقاب الأعمال، ص ۱۲۶، «ثواب من قرأ القرآن و هو شاب مؤمن».

[۲] عن المفضّل قال: سمعت ابا عبد اللّه (علیه السلام) یقول: إنّ الّذى یعالج القرآن لیحفظه بمشقه منه، و قلّه حفظ له أجران در بحار الانوار، ج ۹۰، ص ۱۸۷، «کتاب القرآن»، «باب ۲۰»، حدیث ۷٫ مشابه این روایت آمده است.


 در بیان آنکه عبادت در جوان تأثیر کند

و این تأثر قلبى و تصور باطنى در ایام جوانى بهتر حاصل شود، زیرا که قلب جوان لطیف و ساده است و صفایش بیشتر است و واردات آن کمتر و تزاحمات و تراکمات در آن کمتر است، پس شدید الانفعال و کثیر القبول است. بلکه هر خلق زشت و زیبایى در قلب جوان بهتر داخل شود و شدیدتر و زودتر از آن متأثر و منفعل گردد. و بسیار اتفاق افتد که حق یا باطل یا زشت یا زیبا را به مجرد معاشرت با اهل آن بدون دلیل و حجت قبول نماید. پس، بر جوانها لازم است که کیفیت معاشرت و مؤانست خود را ملتفت باشند و از معاشر بد اجتناب کنند، گرچه دل آنها محکم به ایمان باشد. بلکه معاشرت با تباهکاران و اهل خلق و عمل بد براى نوع طبقات ضرر دارد، و هیچکس نباید از خود مطمئن باشد و به ایمان یا اخلاق و اعمال خود مغرور گردد، چنانچه در احادیث شریفه نهى از معاشرت با اهل معاصى شده. (اصول کافی، ج۲، ص ۶۳۹)

در آداب قرائت است‏

و بالجمله، مطلوب در قرائت قرآن کریم آن است که در قلوب صورت آن نقش بندد، و اوامر و نواهى آن تأثیر کند، و دعوات آن جایگزین شود. و این مطلوب حاصل نشود مگر آنکه آداب قرائت ملحوظ شود. مقصود از آداب آن نیست که پیش بعض قرّاء متداول شده است که تمام همّ و همت منصرف به مخارج الفاظ و تأدیه حروف شود، به طورى که علاوه بر آنکه از معنى و تفکر در آن بکلى غافل شویم، منجر به آن شود که تجوید آن نیز باطل گردد، بلکه کثیرا کلمات از صورت اصلیه خود به صورت دیگر منقلب شود و ماده و صورت آن تغییر کند. و این یکى از مکاید شیطان است که انسان متعبد را تا آخر عمر به الفاظ قرآن سرگرم مى‏کند، و از سرّ نزول قرآن و از حقیقت اوامر و نواهى و دعوت به معارف حقه و اخلاق حسنه آن بکلى غافل مى‏کند. تازه بعد از پنجاه [سال‏] قرائت معلوم شود که از شدت تغلیظ و تشدید در آن، از صورت کلام بکلى خارج شده و یک صورت غریبى پیدا کرده! بلکه مقصود آدابى است که در شریعت مطهره منظور شده است، که اعظم و عمده آنها تفکر و تدبر و اعتبار به آیات آن است، چنانچه سابقا اشاره شد.

__________________________________________________

[۱] عن داود بن کثیر قال: قلت لابى عبد اللّه (ع): أنتم الصّلاه فی کتاب اللّه عزّ و جلّ و أنتم الزّکاه و أنتم الحجّ؟

فقال: یا داود نحن الصّلاه فی کتاب اللّه عزّ و جلّ و نحن الزّکاه و نحن الصّیام و نحن الحجّ … داود بن کثیر مى‏گوید به امام صادق (ع) عرض کردم: شما نماز در کتاب خدا هستید و شما زکات و شما حج مى‏باشید؟ پس پاسخ دادند: اى داود ما نماز در کتاب خدا هستیم و ما زکات و روزه و ما حج هستیم. بحار الانوار، ج ۲۴، ص ۳۰۳، «کتاب الامامه»، «باب أنّهم الصلاه و الزکاه.»، حدیث ۱۴٫


و در کافى شریف سند به حضرت صادق، علیه السلام، رساند، قال: إنّ هذا القرآن فیه منار الهدى و مصابیح الدّجى، فلیجل جال بصره و یفتح للضّیاء نظره، فإنّ التّفکّر حیاه قلب البصیر، کما یمشی المستنیر فی الظّلمات بالنّور. (اصول کافی،ج۲، ص۶۰۰)  فرمود: «این قرآن راهنماى هدایت و چراغ شب تاریک است، پس جولان دهد صاحبنظر چشم خود را در آن، و بگشاید نظر خود را براى استفاده از نور آن، زیرا که تفکر در آن زندگانى دل بیننده است، چنانچه در ظلمات و تاریکیها به نور استعانت کنند، در ظلمات جهل و تاریکیهاى ضلالت به نور هدایت قرآن باید هدایت جست.»

و من المجالس بإسناده عن أمیر المؤمنین، علیه السّلام، فی کلام طویل فی وصف المتّقین: و إذا مرّوا بآیه فیها تخویف، أصغوا إلیها مسامع قلوبهم و أبصارهم، فاقشعرّت منها جلودهم، و وجلت قلوبهم، فظنّوا أنّ صهیل جهنّم و زفیرها و شهیقها فی أصول آذانهم. و إذا مرّوا بآیه فیها تشویق، رکنوا إلیها طمعا، و تطلّعت أنفسهم إلیها شوقا، و ظنّوا أنّها نصب أعینهم. (امالی شیخ صدوق، ص ۴۵۸، مجلس ۸۴)

«اهل تقوى وقتى به آیاتى رسند که در آن اخافه است، چشمها و گوشهاى دل را به آن باز کنند، و لرزه بر اندام آنها افتد، و دل آنها از ترس بتپد به طورى که گمان کنند که صداى هولناک جهنم و نفسهاى زفیر و شهیق آن پیش گوش آنهاست. و وقتى به آیه رحمت رسند، اعتماد به آن کنند، و چشم طمع به آن باز کنند، و دل آنها از شوق پرواز کند چنانچه گمان کنند آن وعده‏ها حاضر است.»

و معلوم است کسى که تفکر و تدبر در معانى قرآن کرد، در قلب آن اثر کند و کم‏کم به مقام متقین رسد. و اگر توفیق الهى شامل حالش شود، از آن مقام نیز بگذرد و هر یک از اعضا و جوارح و قواى آن آیه‏اى از آیات الهیه شود. و شاید جذوات و جذبات خطابات الهیه او را از خود بیخود کند و حقیقت اقرأ و اصعد را در همین عالم دریابد تا آنکه کلام را بى‏واسطه از متکلمش بشنود، و آنچه در وهم تو و من ناید آن شود.

در اخلاص در قرائت است‏

و از آداب لازمه قرائت قرآن که در تأثیر در قلوب سمت رکنیّت دارد و بدون آن‏ هیچ عملى را قیمتى نیست، بلکه ضایع و باطل و موجب سخط الهى است، اخلاص است که سرمایه مقامات اخرویه و رأس المال تجارت آخرت است. و در این باب نیز در اخبار اهل بیت عصمت (ع) سفارش بلیغ شده است. از آن جمله آن است که جناب کلینى، رضوان اللّه علیه، حدیث کند:

بإسناده عن أبی جعفر، علیه السّلام، قال: قرّاء القرآن ثلاثه: رجل قرأ القرآن فاتّخذه بضاعه و استدرّ به الملوک و استطال به على النّاس. و رجل قرأ القرآن فحفظ حروفه و ضیّع حدوده و أقامه إقامه القدح. فلا کثّر اللّه هؤلاء من حمله القرآن. و رجل قرأ القرآن فوضع دواء القرآن على داء قلبه، فأسهر به لیله، و أظمأ به نهاره، و قام به فی مساجده، و تجافى به عن فراشه، فبأولئک یدفع اللّه العزیز الجبّار البلاء، و بأولئک یدیل اللّه من الأعداء، و بأولئک ینزل اللّه الغیث من السّماء. فو اللّه، لهؤلاء فى قرّاء القرآن اعزّ من الکبریت الأحمر. (اصول کافی، ج۲،ص۶۲۷)

در معنى ترتیل است

«قاریان قرآن سه گروه‏اند: یکى، آنان که قرائت قرآن را سرمایه معیشت اتخاذ نمودند، و به واسطه آن از ملوک حقوق و شهریه گیرند، و بر مردم تقدم جویند.

و دیگر، آنان که حفظ حروف و صورت قرآن کنند، و تضییع حدود آن نمایند و او را پشت سر اندازند، چنانچه سوار قدح خود را به پشت آویزد خداوند زیاد نکند این قسم حمله قرآن را. و طایفه دیگر آنان هستند که قرآن را قرائت کنند و با دواى قرآن دردهاى قلب خود را علاج کنند، پس به واسطه آن شب را بیدار و به عبادت بگذرانند، و روز را روزه بگیرند و به تشنگى گذرانند، و در مساجد حاضر شوند و اقامت کنند و از فراش خواب ناز برخیزند. پس، خداوند عزیز جبّار به واسطه این‏ها دفع بلیات فرماید و باران از آسمان فرو فرستد. به خدا قسم که این گروه از قاریان قرآن از کبریت احمر کمیابترند.»

و عن عقاب الأعمال بإسناده عن أبی عبد اللّه، علیه السّلام، عن أبیه، عن آبائه، علیهم السّلام، قال: من قرأ القرآن یأکل به النّاس، جاء یوم القیامه و وجهه عظم لا لحم فیه. (وسائل الشیعه،ج۴،ص ۸۳۷) فرمود: «کسى که قرائت قرآن کند براى استفاده از مردم، در روز قیامت بیاید در صورتى که روى او استخوانى است بدون گوشت.»

و بإسناده عن رسول اللّه، صلّى اللّه علیه و آله، فی حدیث قال: من تعلّم‏ القرآن فلم یعمل به و آثر علیه حبّ الدّنیا و زینتها، استوجب سخط اللّه، و کان فی الدّرجه مع الیهود و النّصارى الّذین ینبذون کتاب اللّه وراء ظهورهم.

و من قرأ القرآن یرید به سمعه و التماس الدّنیا، لقی اللّه یوم القیامه و وجهه عظم لیس علیه لحم و زجّ القرآن فی قفاه حتى یدخله النّار و یهوى فیها مع من هوى.

و من قرأ القرآن و لم یعمل به، حشره اللّه یوم القیامه أعمى، فیقول: یا ربّ، لم حشرتنی أعمى و قد کنت بصیرا. قال: کذلک أتتک آیاتنا فنسیتها و کذلک الیوم تنسى. (طه/ ۱۲۵)  فیؤمر به إلى النّار.

و من قرأ القرآن ابتغاء وجه اللّه و تفقّها فی الدّین، کان له من الثّواب مثل جمیع ما أعطی الملائکه و الأنبیاء و المرسلون.

و من تعلّم القرآن یرید به ریاء و سمعه لیمارى به السّفهاء و یباهی به العلماء و یطلب به الدّنیا، بدّد اللّه عظامه یوم القیامه و لم یکن فی النّار أشدّ عذابا منه، و لیس نوع من أنواع العذاب إلاّ [و] یعذّب به من شدّه غضب اللّه علیه و سخطه.

و من تعلّم القرآن و تواضع فی العلم و علّم عباد اللّه و هو یرید ما عند اللّه، لم یکن فی الجنّه أعظم ثوابا منه و لا أعظم منزله منه، و لم یکن فی الجنّه منزل و لا درجه رفیعه و لا نفیسه إلاّ و کان له فیها أوفر النّصیب و أشرف المنازل. (ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، صص ۳۳۲، ۳۴۶، ۳۳۷)

«کسى که یاد گیرد قرآن را و عمل به آن نکند و عوض آن اختیار کند حبّ دنیا و زینت آن را، مستوجب غضب خدا شود، و در درجه یهود و نصارى است که کتاب خدا را پشت سرشان انداختند.»

«و کسى که قرائت قرآن کند و قصد کند به آن سمعه و طلب کند به آن دنیا را، ملاقات کند خدا را روز قیامت در صورتى که روى او استخوان بى‏گوشت است، و قرآن به پشت گردن او زند تا داخل آتش کند او را، و بیفتد در آن با آنها که افتادند.»

«و کسى که قرائت قرآن کند و عمل به آن نکند، خداوند او را کور محشور فرماید روز قیامت. مى‏گوید: «خداوندا، من بینا بودم پس چرا مرا کور محشور کردى؟» مى‏فرماید: «چنانچه تو نسیان آیات ما کردى که بر تو فرو فرستادیم امروز نیز تو نسیان شدى.» پس او را به سوى آتش فرستند.»

قرآن کند براى خدا و خالص از ریا و براى یاد گرفتن معالم دین، ثواب او مثل ثوابى است که به جمیع ملائکه و انبیا و مرسلین دهند.» یعنى از سنخ ثواب آنان به او مرحمت فرمایند.

«و کسى که تعلم کند قرآن را براى ریا و سمعه تا آنکه با جاهلان جدال کند و مباهات به علما کند و دنیا را به آن طلب کند، متفرق فرماید خداوند استخوان‏هاى او را روز قیامت، و در آتش کسى از او شدت عذابش بیشتر نیست، و به جمیع انواع عذاب او را معذب کنند از شدّت غضب و سخط خداوند بر او.»

«و کسى که تعلم قرآن کند و در علم تواضع نماید و تعلیم بندگان خدا دهد و از خداوند اجر طلبد، در بهشت از [او] کسى ثوابش بزرگتر نیست و منزله‏اى از منزله او بالاتر نیست، و هیچ منزل رفیع و درجه بلند نفیس در بهشت نیست مگر آنکه بزرگتر و وافرتر آن را او دارد.»

در معنى ترتیل است‏

و از آداب قرائت، که موجب تأثیر در نفس نیز هست و سزاوار است که شخص قارى مواظبت آن کند، ترتیل در قرائت است. و آن، به طورى که در حدیث است، عبارت است از حد توسط بین سرعت و تعجیل در آن، و تأنّى و فتور مفرط که کلمات از هم متفرق و منتشر گردد.

عن محمّد بن یعقوب بإسناده عن عبد اللّه بن سلیمان، قال، سألت أبا عبد اللّه، علیه السّلام، عن قول اللّه تعالى: «وَ رَتِّلِ الْقُرْانَ تَرْتیلاً.» قال قال أمیر المؤمنین، علیه السّلام: تبیّنه تبیانا، (خ ل: تبیینا) و لا تهذّه هذّ الشّعر [و لا تنثره‏] نثر الرّمل، و لکن أفزعوا قلوبکم القاسیه، و لا یکن همّ أحدکم آخر السّوره. (اصول کافی، ج ۲، ص ۶۱۴).

«گوید پرسیدم از حضرت صادق، سلام اللّه علیه، از قول خداى تعالى که مى‏فرماید: رتل القرآن ترتیلا مقصود چیست؟ فرمود: حضرت امیر المؤمنین، علیه السلام، فرمود: «یعنى، اظهار کن آن را اظهار نمودن کاملى، و سرعت مکن در آن چنانچه در شعر سرعت مى‏کنى، و متفرق مکن اجزاء آن را چون ریگهاى متفرق که اجزائش با هم ملتئم نشود، و لیکن طورى قرائت کنید که تأثیر در قلوب کند و دلهاى سخت شما را به فزع آورد، و همّ شما آخر سوره نباشد.» یعنى مقصود شما آن نباشد که قرآن را در چند روز ختم کنید، و یا این سوره را بزودى ختم نموده و به‏ آخر رسانید.

در احادیث شریفه وارد است که قرآن را با حزن بخوانید و با صورت نیکو تلاوت کنید. [۱] حضرت على بن الحسین، علیهما السلام، قرآن را به طورى نیکو تلاوت مى‏فرمود که کسانى که از آنجا عبور مى‏کردند، از قبیل سقّاها، آنجا توقف مى‏کردند و بعضى از استماع آن غش مى‏کردند. [۲] ولى ما هر وقت مى‏خواهیم صوت حسن و آواز نیکوى خود را به مردم ارائه دهیم، قرآن یا اذان را وسیله قرار مى‏دهیم، و مقصد ما تلاوت قرآن نیست و عمل به این استحباب نمى‏باشد.

بالجمله، مکاید شیطان و نفس امّاره بسیار است، و غالبا حق را به باطل مشتبه مى‏کند و زشت و زیبا را با هم ملتبس مى‏نماید. باید از مکاید او به خداوند پناه برد.

__________________________________________________

[۱] امام صادق (ع) فرمود: إنّ القرآن نزل بالحزن، فاقرءوه بالحزن. (همانا قرآن براى اندوه نازل شده است، پس آن را با حزن بخوانید). اصول کافى، ج ۲، ص ۶۱۴، «کتاب فضل القرآن»، «باب ترتیل القرآن بالصوت الحسن»، حدیث ۲٫ و نیز درباره آیه و رتلّ القرآن ترتیلا فرمود: هو أن تتمکّث فیه و تحسّن به صوتک. (ترتیل آن است که قرآن را به آرامى و با آواى خوش بخوانى.) مجمع البیان، ج ۱۰، ص ۳۷۸، سوره «المزّمّل»،

[۲] عن أبی الحسن (ع) قال: ذکرت الصّوت عنده، فقال إنّ علىّ بن الحسین، علیهما السلام، کان یقرأ فربّما مرّ به المارّ فصعق من حسن صوته … اصول کافى، ج ۲، ص ۶۱۵، «کتاب فضل القرآن»، «باب ترتیل القرآن بالصوت الحسن»، حدیث ۴٫


پس، انسان که مى‏خواهد کلام خدا را قرائت کند و به آیات الهیه قلب قاسى خود را مداوا کند و با کلام جامع الهى شفاى امراض قلبیه خود را بگیرد و با نور هدایت این مصباح منیر غیبى و این «نور على نور» آسمانى طریق وصول به مقامات اخرویه و مدارج کمالیه را دریابد، باید اسباب ظاهریه و باطنیه آن را فراهم کند و آداب صوریه و معنویه آن را فراهم کند، نه مثل ما که اگر گاهگاهى هم تلاوت قرآن کنیم، علاوه بر آنکه از معانى و مقاصد آن و اوامر و نواهى و وعظ و زجر آن بکلى غافلیم، و گویى آیاتى که در آن ذکر اوصاف جهنم و عذاب الیم آن یا بهشت و کیفیات نعیم آن گردیده به ما ربطى ندارد- و نعوذ باللّه در خواندن کتاب قصه حضور قلب ما بیشتر و حواس ما جمعتر است از کتاب کریم خدایى- از آداب ظاهریه آن نیز غفلت کنیم.

در احادیث شریفه وارد است که قرآن را با حزن بخوانید و با صورت نیکو تلاوت کنید. (اصول کافی، ج ۲،ص ۶۱۴) حضرت على بن الحسین، علیهما السلام، قرآن را به طورى نیکو تلاوت مى‏فرمود که کسانى که از آنجا عبور مى‏کردند، از قبیل سقّاها، آنجا توقف مى‏کردند و بعضى از استماع آن غش مى‏کردند. ( اصول کافی، ج۲، ص ۶۱۵) ولى ما هر وقت مى‏خواهیم صوت حسن و آواز نیکوى خود را به مردم ارائه دهیم، قرآن یا اذان را وسیله قرار مى‏دهیم، و مقصد ما تلاوت قرآن نیست و عمل به این استحباب نمى‏باشد.

بالجمله، مکاید شیطان و نفس امّاره بسیار است، و غالبا حق را به باطل مشتبه مى‏کند و زشت و زیبا را با هم ملتبس مى‏نماید. باید از مکاید او به خداوند پناه برد.

 

منبع: شرح چهل حدیث، صص ۴۹۷- ۵۰۴

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*