۞ حضرت امام خمینی (ره):
انگیزه بعثت نزول وحی است و نزول قرآن است و انگیزه تلاوت قرآن بر بشر این است که تزکیه پیدا بکنند.

  • شناسه : 326
  • 29 شهریور 1398 - 22:18
  • 104 بازدید
  • ارسال توسط :
  • نویسنده : مهدی حاضری
قرآن از منظر امام خمینی
مهدی حاضری

قرآن از منظر امام خمینی

امام خمینی؛ شخصیتی جامع الاطراف بود که از بسیاری جهات نادر الوجود به شمار می آمد.

امام خمینی؛ شخصیتی جامع الاطراف بود که از بسیاری جهات نادر الوجود به شمار می آمد. از جهت علمی در فنون مختلف صاحب نظر بود و در هر عرصه ای از علوم فقه، اصول، فلسفه، عرفان، کلام و تفسیر قدم نهاد، آثاری شگرف بر جای گذاشت و اگر نگوییم از اقران خود برتر بود، حداقل در طراز اول عالمان آن رشته جای گرفته است.

در حوزه اخلاق و رفتار فردی، نمونه اعلای انسان پرورش یافته مکتب پیامبر اکرم (ص) و امیرالمؤمنین(ع) است که همه را مجذوب اخلاق و منش و سیره خود ساخته، توانست توده های میلیونی را شیفته خود گرداند و آنها را فدایی آرمان و اعتقاد الهی خویش کند. از جهت اجتماعی یکی از انقلابهای کم نظیر تاریخ جهان را رهبری کرد و به پیروزی رساند که همگان را به تحیّر واداشت و مدت ده سال در بحرانی ترین شرایط و در مقابل هجمه شرق و غرب آن را مدیریت کرد و الگویی نوین در جهان پر آشوب کنونی ارائه نمود و مبدأ تحولات اجتماعی و سیاسی بزرگی گردید.

بررسی و تبیین هر یک از وجوه ذکر شده و وجوه دیگری که می توان برشمرد، فرصت وسیعی می طلبد. اندیشه های او تاکنون محور بحث صدها پایان نامه و کتاب در عرصه جهان گردیده است به طوریکه هم اکنون کرسی های شیعه شناسی در اکثر محافل علمی و آکادمیک جهانی تشکیل شده و صدها اندیشه مند را به بررسی و تحلیل عمل کرد خود واداشته است.

ولی متأسفانه جایگاه سیاسی و شهرت اجتماعی ایشان، وجهه علمی و عرفانی او را تحت الشعاع قرار داده و باعث شده در سطح بسیار نازل تری نسبت به وجهه سیاسی خود شناخته شود. در حالی که پایه و اساس شخصیت حضرت امام ریشه در معارف و اندیشه هایی دارد که بر اساس آن ره توشه چنین مسیری را کسب کرده است؛ لذا بر همه اندیشه مندان و فرهیختگان، خصوصاً ارادتمندان و عاشقان این رادمرد الهی لازم است به این بخش از شخصیت ایشان بیشتر توجه داشته باشند و بر علمای حوزه های علمیه، بالاخص حوزه علمیه قم که امام حق حیات بر آنها دارد، واجب است امکانات و شرایط گسترش نشر و تفسیر اندیشه های علمی و عرفانی ایشان را فراهم کنند. بحمد الله تاکنون همایش هایی هر چند ناکافی در تبیین اندیشه های فقهی، حکومتی و اخلاقی و عرفانی از سوی مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام در قم برگزار شده و بعضی مراکز دیگر هم اقدام به برگزاری همایش هایی مشابه نموده اند و جا دارد پژوهشگران در فرصتهای آتی، بیشتر به بررسی و تبیین نظرات آن امام فرزانه در این خصوص بپردازند.

در هر حال این مقاله که به اندیشه های قرآنی حضرت امام می پردازد به سه بخش تقسیم شده است:

بخش اول با عنوان «قرآن در گفتار امام»، به مباحث نزول قرآن، فهم قرآن، تفسیر قرآن، تحریف قرآن و بیع قرآن اختصاص یافته است.

بخش دوم با عنوان «قرآن در رفتار امام»، به کنکاش در سیره عملی حضرت امام در تعامل با قرآن اختصاص دارد. و با عناوین تلاوت قرآن، احترام به قرآن، استخاره با قرآن، تدریس قرآن، سفارش عمل به قرآن، حفظ قرآن، موعظه قرآن و آثار و تألیفات قرآنی امام تنظیم شده است.

بخش سوم با عنوان «قرآن در کردار امام»، به خدمات امام به قرآن اختصاص یافته و مواردی همچون عرفی کردن ادبیات قرآنی، احیای قرآن در جامعه، اجرایی کردن دستورات قرآن، مقابله با دشمنان قرآن و محور وحدت قرار دادن قرآن در بین مسلمین مطرح شده است.

بخش اول: قرآن در گفتار امام

لازم به ذکر است مراد از گفتار، دیدگاهها و نظرات امام بوده که از بیانات و مکتوبات ایشان استخراج شده است و شامل آثار مکتوب بر جای مانده و همچنین سیره ایشان که یاران و نزدیکان امام در قالب خاطرات از امام نقل کرده اند می شود.

نزول قرآن

از دیدگاه امام انگیزه بعثت آوردن این کتاب بزرگ برای تزکیه بشر است و لذا می فرمایند:

«انگیزه بعثت نزول وحی است و نزول قرآن است و انگیزه تلاوت قرآن بر بشر این است که تزکیه پیدا بکنند و نفوس مصفا بشوند از این ظلماتی که در آنها موجود است.»

(صحیفه امام، ج ۱۴، ص ۳۸۸)

در مبحث نزول قرآن صرف نظر از انگیزه و هدف آن، سؤالات و ابهامات زیادی باقی است که از نظر امام فهم ما انسانها از درک و پاسخ دادن به آنها قاصر است و هر آنچه گفته شده یا تفسیر شده، نتوانسته پاسخ واقعی باشد. و لذا ما باید سراغ آثار و برکات قرآن برویم و از فهم این سؤالات بگذریم.

ایشان می فرمایند:

«اصل بعثت چی هست؟ نزول وحی یعنی چه؟ کیفیت نزول وحی چی هست؟ اینها از اموری است که سربسته و در بسته باقی می ماند. آنچه که ما از بعثت می توانیم بفهمیم برکاتی است که از این پدیده حاصل شده است.»

(همان، ج ۱۸، ص ۴۰۸)

اما اینکه نزول یعنی چه و وجه تسمیه آن چیست؟ مباحث دیگری می طلبد از قبیل اینکه وساطت جبرئیل امین (س) چگونه بوده است. و کیفیت نزول و وقت نزول و نحوه نزول و مراتب نزول همگی از سؤالاتی است که باید برای آنها پاسخ یافت.

حضرت امام در پاسخ به هر یک از سؤالات فوق نظرات و دیدگاههایی را مطرح نموده اند که بیان همه آنها در این مجال اندک ممکن نیست و علاقه مندان می توانند به آثار و تألیفات ایشان مراجعه کنند، ولی به طور خلاصه می توان گفت که از دیدگاه ایشان بین جبرئیل امین و پیامبری که وحی را دریافت می کند، باید تناسب وجود داشته باشد و تا تناسب ما بین روح کسی که جبرئیل می آید پیش او و بین جبرئیل که روح اعظم است نباشد، نزول وحی امکان ندارد. و این متنزّل شده است از مراتب بالا و از حجاب های نور گذشته و این تنزل تا هفت مرتبه رخ داده تا به مرحله ای رسید، که به لباس الفاظ و حروف در آمده است.

امام می فرمایند:

«قرآن که از مقوله سمع و بصر نیست، از مقوله الفاظ نیست، از مقوله اعراض نیست، لکن متنزلش کردند.»

(تفسیر سوره حمد، ص ۱۳۶)

و این تنزّل مرتبه، هفتاد مرتبه صورت گرفته تا به جایی رسیده که خداوند با مخلوقی چون شتر آثار خودش را به ما معرفی می کند.”أفلا یَنْظُرونَ إلی الإبلِ کَیْفَ خُلِقَتْ”. (غاشیه(۸۸): ۱۷)

و این نزول در لیله القدر است و چون همه سعادت عالم در آن شب نازل شده است، از همه شب های عالم بالاتر است. امام می فرمایند:

«ماه رمضان ماهی است که تمام پرده ها را دریده است و وارد شده است جبرئیل امین بر رسول خدا و به عبارت دیگر وارد کرده است پیغمبر اکرم جبرئیل امین را در دنیا.»

(صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۲۴۹)

فهم قرآن

از مباحثی که حضرت امام درباره آن بسیار سخن گفته یا قلم زده اند، مبحث فهم قرآن است. ایشان از زوایای مختلف به این بحث پرداخته و نکات ریز و دقیقی را تبیین و موشکافی نموده اند. که علاقه مندان می توانند خود به آثار امام مراجعه نمایند. البته خلاصه مباحث مذکور در مجموعه «قرآن کتاب هدایت» از مجموعه تبیان، دفتر سیزدهم تدوین و تنظیم شده است و ما در اینجا به طور اجمال به برخی از نظرات ایشان اشاره می کنیم.

از دیدگاه حضرت امام، فهم قرآن برای همه انسانها مقدور است، و هرکس به قدر استعداد و اشتهای درک مفاهیم، از آن بهره مند خواهد شد و هیچ کس از این سفره گسترده الهی، دست خالی بر نمی خیزد.

ایشان می فرمایند:

«قرآن یک سفره ای است که انداخته شده است برای همه طبقات، یعنی یک زبانی دارد که این زبان هم زبان عامّه مردم است. و هم زبان فلاسفه است. و هم زبان عرفای اصطلاحی است و هم زبان اهل معرفت به حسب واقع.»

(همان، ص ۴۰۸ـ ۴۰۹)

بنابر دیدگاه امام، فهم قرآن زمان و مکان و طبقه و نژاد نمی شناسد و از ازل تا ابد همه قشرهای بشر می توانند از آن استفاده کنند. ولی برای فهم قرآن شرایطی ذکر می کنند که بدون در نظر گرفتن آن شرایط از درک این مفاهیم عاجز خواهیم ماند. پاک شدن از آلودگی ها و پلیدی های عالم طبیعت، و چنگ زدن به دامن اهل بیت عصمت و طهارت، دوری از اخلاق پست و زشت، و آراستگی به فضیلت های علمی و عملی از ابتدایی ترین شرایط برای فهم قرآن است.

علاوه بر تأمین شرایط فهم قرآن، باید حجب فهم قرآن را نیز بر طرف کرد و از ورای حجاب ها به قرآن نظر افکند، حجاب های فهم قرآن از دیدگاه امام عبارتند از:

حجاب خودبینی؛ حجاب آرای فاسد و مذاهب باطل؛ اکتفا نمودن به فهم مفسّرین از آیات قرآن؛ حجاب معاصی و کدورات حاصل از طغیان و سرکشی نسبت به ساحت پروردگار؛ حجاب حبّ دنیا و … .

ایشان می فرمایند:

«مادامی که انسان در حجاب خود هست نمی تواند این قرآن را که نور است و به حسب فرمایش خود قرآن نور است، نور را کسانی که در حجاب هستند و پشت حجاب های زیاد هستند نمی توانند ادراک کنند، گمان می کنند که می توانند لکن نمی توانند، تا انسان از حجاب بسیار ظلمانی خود خارج نشود، تا گرفتار هواهای نفسانی است. تا گرفتار خودبینی هاست، تا گرفتار چیزهایی است که در باطن نفس خود ایجاد کرده است از ظلماتی که بعضها فوق بعض است لیاقت پیدا نمی کند [انسان] که این نور الهی در قلب او منعکس بشود. کسانی که بخواهند قرآن را بفهمند و محتوای قرآن را، نه صورت نازل کوچکش را، محتوای قرآن را بفهمند و طوری باشد که هرچه قرائت کنند بالا بروند و هر چه قرائت کنند به مبدأ نور و مبدأ اعلی نزدیک شوند این نمی شود الا این که حجاب ها برداشته بشود. و «تو خود حجاب خودی» باید از میان برداری این حجاب را تا بتوانی این نور را به آنطور که هست و انسان لایق است برای ادراک او، ادراک کند.»

(همان، ج ۱۴، ص ۳۸۸ ـ ۳۸۹)

نکته دیگر در بحث فهم قرآن، مراتب درک و فهم آن است که هرکس به مقدار فهم خود از حقایق آن بهره می برد؛ زیرا محدود نمی تواند نامحدود را در حیطه خود در آورد، مگر آنکه خودش هم نامحدود بشود؛ مثل انسان کامل غیر محدود که ظل ذات اقدس الهی است. و غیر ایشان به اندازه کمالی که پیدا می کنند از این حقایق برداشت خواهند کرد.

بعد از اینکه دانستیم فهم قرآن به حسب مراتب درک و فهم و کمالات است، باید دانست که آیات قرآن هم همگی در یک سطح نیستند و آیات بر دو گونه می باشند: یکی محکمات که تأویلی ندارد و همه آن را می فهمند و دیگر متشابهات که تأویل دارد و از قبیل رمز است و تأویل آنها را جز خدا و راسخان در علم کسی نمی داند.

حضرت امام می فرمایند:

«در این مخاطبه بین حبیب و محبوب و مناجات بین عاشق و معشوق اسراری است که جز او و حبیبش کسی را بر آن راه نیست. و امکان راه یافتن نیز نمی باشد. شاید حروف مقطع در بعض سور مثل «الم»، «ص»، «یس» از این قبیل باشد، و بسیاری از آیات کریمه که اهل ظاهر و فلسفه و عرفان و تصوّف هر یک برای خود تفسیر یا تأویلی کنند نیز از همان قبیل است. گرچه هر طایفه به قدر ظرفیت خود حظّی دارد یا خیالی.»

(ره عشق، ص ۲۹)

بنابر آنچه ذکر شد عالمان و دانایان به مفاهیم قرآن همگی در یک سطح و درجه نبوده و هر کس بر حسب میزان درک و استعداد و قابلیت خود از این سفره الهی بهره می برد و بین عالمان حقیقی به قرآن و کسانی که ادعای فهم قرآن داشته، ولی از آن بهره ای نبرده اند فاصله بسیار است.

تفسیر قرآن

حضرت امام آثار و تألیفات فراوانی داشته و در رشته های گوناگون فقه، اصول، فلسفه، عرفان و اخلاق، کتب و رسالاتی از خود به یادگار گذاشته اند، ولی علی رغم تسلط و احاطه به قرآن، چندان به تفسیر قرآن نپرداخته و جز چند بحث کوتاه در کتابهای سر الصلوه و آداب الصلوه که سوره های حمد، توحید و قدر را تفسیر نمود ه اند، اثر دیگری از ایشان موجود نیست. البته در لابه لای کتب فقهی، اصولی در تفسیر و استدلال به آیات الاحکام بحث های مفصلی از ایشان در دست هست و همچنین در سخنرانی ها و بیانیه های سیاسی اجتماعی به کرّات از قرآن بهره گرفته اند. البته ایشان در توجیه اقدام نکردن برای تفسیر قرآن در پاسخ به یکی از شاگردان خود می فرمایند:

تفسیر را کسی باید بنویسد که در زندگی فقط یک همّ داشته باشد و یک مقصد؛ من الآن در وضع کثرت به سر می برم و اشتغالات مختلفی دارم.

(برداشت هایی از سیره امام خمینی، ج ۳، ص ۱۰)

اما برای کشف میزان آگاهی و احاطه حضرت امام به قرآن می توان به همین آثار باقی مانده و مباحثی که در پنج جلسه تفسیر سوره حمد که در سال ۱۳۵۸ از سیمای جمهوری اسلامی هم پخش شد، اکتفا کرد. جلساتی که تعطیلی آنها بیانگر مظلومیت امام و سکوت تلخی است که در طول سالیان سال بر ایشان تحمیل کرده بودند. آری، این جلسات تفسیر سوره حمد پنج جلسه بیشتر طول نکشید که با مخالفت بعضی از دوستان امام و پیام هایی که از شهرستانها برای ایشان واصل شد، تعطیل گردید. ولی همین مدت جلسات کوتاه و مباحثی که در آنها مطرح شد، میزان آگاهی به تفسیر قرآن و نگرش ایشان به قرآن را می تواند به ما معرفی کند. اگر به زمان برگزاری این جلسات نظری بیفکنیم، می بینیم در سخت ترین دوران مدیریت کشور پس از انقلاب و در حالی که این پیرمرد هشتاد ساله هر لحظه با حوادث و جریانات و افراد مختلف روبروست و باید همه آنها را حل و فصل نماید، به کرسی درسی می نشیند که به گفته خودش مفسّر قرآن باید فارغ البال بوده و کاری به غیر از تفسیر نداشته باشد.

حضرت امام گرچه خود چندان تفسیر نگفته اند، ولی به بعضی تفاسیر عنایت داشته و از آنها به نیکی یاد می کند؛ یکی تفسر مجمع البیان مرحوم طبرسی است که امام می فرمایند:

«مجمع البیان ما که تفسیر خوبی است و جامع بین اقوال عامه و خاصه است.»

(تفسیر سوره حمد، ص ۹۲)

و یکی تفسیر پرتوی از قرآن مرحوم آیت الله طالقانی است که تفسیر بخشی از قرآن بوده و کامل نیست. حجت الاسلام و المسلمین سید محمود دعایی می گوید:

«در نجف اشرف پرتوی از قرآن را به حضور امام تقدیم کرده بودم که مطالعه فرمایند. بعد از مدتی از فرزند شهیدشان مرحوم حاج آقا مصطفی شنیدم که امام تأکید و سفارش کرده اند ایشان حتماً آن تفسیر را مطالعه کنند و در شیوه و برداشت های تفسیر و تدوین این تفسیرشان از آن الهام و آموزش گیرند. مرحوم حاج آقا مصطفی آن ایام مشغول نوشتن تفسیری بر قرآن بودند. سفارش امام در مطالعه پرتوی از قرآن و تأیید مطلق آن به قدری جدی بود که مرحوم حاج آقا مصطفی را با توجه به شیوه محتاطانه حضرت امام در مورد افراد و نوشته هایشان متعجب کرده بود.»

(زندگی و مبارزات آیه الله طالقانی، ص ۲۳۰)

تحریف قرآن

یکی از مباحثی که معرکه آراء بوده و نظرات مختلفی پیرامون آن ابراز شده، مبحث تحریف قرآن است که در اصل وجود آن و تفصیل بین تحریف لفظی، تحریف به زیاده و تحریف به نقیصه نظراتی ابراز شده، ولی اکثریت علمای اسلام، اعم از شیعه و سنی قائل به عدم تحریف بوده و قرآن را مصون از آن دانسته اند.

حضرت امام نیز به صراحت از این قول حمایت نموده و نظریه تحریف را ردّ می کنند. ایشان می فرمایند:

«این قرآن کریم که در بین ید مسلمین هست و از صدر اول تا حالا یک کلمه، یک حرف در او زیاد و کم نشده است … نگذاشتند قرآن شریف دست بخورد و همانطوری که در زمان رسول الله وارد شد الآن هم همان است به غیر او نیست.»

(صحیفه امام، ج ۱۸، ص ۴۲۲ـ ۴۲۳)

ایشان یکی از علمای اسلامی را که قائل به تحریف شده به باد انتقاد گرفته، به شدت آراء و نظریات وی را مردود می شمارند. امام می فرمایند:

«اگر مطلب همانطور بود که نویسنده فصل الخطاب توهم کرده بود که کتابهای او نه علم و نه عملی را فایده رساند. و ایشان روایات ضعیفی را گرد آورده اند که اصحاب از آن رو بر تافته اند و صاحبان اندیشه و فهم از پیشینیان اصحاب ما مثل «محمدین ثلاث» متقدم از آن دوری جسته اند … و خلاصه نادرستی این کلام زشت و عقیده ناپسند روشن تر از آن است که بر صاحب درک و فهمی پنهان بماند.»

(قرآن کتاب هدایت،تبیان دفتر سیزدهم،ص ۷۰)

و در بیان استدلال برای عدم تحریف قرآن می فرمایند:

«اگر مطلب چنان بود که مانند او ذکر کرده اند که کتاب خدا پر از نام اهل بیت (ع) و فضایل آنها بوده و اسم امیرالمؤمنین(ع) و جانشینی و امامت او در قرآن وجود داشته است، پس چرا به هیچ یک از این آیات نازله و براهین محکم از کتاب الهی، امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و دیگر یاران پیامبر(ص) که پیوسته بر خلافت علی (ع) استدلال می کرده اند تمسک نجسته و استناد نکرده اند؟ و چرا علی (ع) به روایات پیغمبر (ص) استناد می کند با این که قرآن در میان مردم بوده است.»

(ترجمه انوار الهدایه، ج ۱، ص ۲۴۵ـ ۲۴۶)

بیع قرآن

در بین احکام و مسائل فقهی یکی از احکامی که ارتباط مستقیمی با قرآن دارد و قرآن موضوع آن حکم است مبحث بیع مصحف می باشد. و به عبارت دقیق فقهی، «جواز نقل مصحف الی الکافر» است. این حکم گرچه فی نفسه ربطی به خصوصیات و ویژگیهای قرآن ندارد، ولی چون نگاه حضرت امام با بسیاری از مراجع و فقهای اسلامی در این موضوع متفاوت است و این تفاوت حکم مبتنی بر دیدگاه ایشان نسبت به قرآن و کارکرد آن در میان جامعه، خصوصاً میان پیروان سایر ادیان یا غیرمتدینین است، می تواند در این مقاله مورد بررسی قرار گیرد. البته برای بررسی و تبیین دقیق و علمی مبحث فوق باید به جلد دوم کتاب البیع مراجعه شود، ولی ما در این مقاله خلاصه ای از دیدگاه ایشان را مطرح می کنیم.

حضرت امام ضمن نسبت دادن قول عدم جواز نقل مصحف توسط کافر به مشهور فقها می فرمایند:

«مواظبت از قرآن و ممانعت از دستیابی کفار به قرآن خلاف مذاق شارع مقدس است. چون تبلیغ اسلام لازم است و گسترش احکام الهی و وجوب هدایت مردم با همه وسایل ممکنه از لوازم آن است. و احتمال اینکه دست کافر به قرآن بخورد و آن نجس بشود نمی تواند با چنین مصلحتی مزاحمت کند. و بر همین اساس پیامبر اکرم(ص) مکاتباتی با سلاطین دوران خود داشت. در حالی که آن نامه ها حاوی آیات قرآن بوده و آن سلاطین هم که آن نامه ها را لمس می کرده اند، کافر بوده اند. و روایت «الإسلام یعلو ولا یعلی علیه» هم جمله انشایی است، نه اخباری و منظور آن تلاش برای بالا بردن مقام و مرتبه اسلام می باشد که یکی از راههای آن گسترش معارف الهی با انتشار قرآن در بین کفار هست. بنابر این اگر نگوییم روایت دلالت بر لزوم و وجوب نشر معارف و قرآن در بین کفار دارد. مطمئناً بر عدم جواز نقل و بیع دلالت ندارد.»

(ر.ک: کتاب البیع، ج ۲، ص ۷۲۵-۷۲۷)

بخش دوم: قرآن در رفتار امام

در بخش قبل تفسیر بعضی از مباحث مربوط به قرآن را با استعانت از اندیشه حضرت امام بیان کردیم و علاقه مندان برای آگاهی بیشتر از آراء و نظریات ایشان می توانند به کتاب قرآن کتاب هدایت از مجموعه تبیان آثار موضوعی دفتر سیزدهم و کتاب تفسیر و شواهد قرآنی امام مراجعه نمایند.

در این بخش به بررسی چگونگی رفتار و برخورد حضرت امام با قرآن می پردازیم، تا ببینیم قرآن که چنین جایگاه والایی در اندیشه ایشان داشته، تا چه اندازه مورد توجه و عنایت امام بوده است، و لذا با جستجو در سیره و منش ایشان و با استفاده از خاطرات یاران و همراهان و خانواده امام به بررسی موضوع می پردازیم.

تلاوت قرآن

اولین قدم در فهم و عمل به یک کتاب، مطالعه و قرائت آن کتاب است. خداوند به تلاوت قرآن بسیار سفارش نموده و روایات زیادی هم در استحباب آن وارد شده است. حضرت امام همواره در هر فرصتی که به دست می آورند، حتی فرصت های کوتاه چند لحظه ای به تلاوت قرآن مشغول می شدند. این غیر از اوقات منظم و مرتبی بوده که هر روز به این امر اختصاص داده بودند. آقای انصاری از اعضای دفتر امام می گوید:

امام بعد از نماز شب قرآن می خواندند تا هنگام نماز صبح، پس از نماز صبح، نیز قرآن می خواندند. ایشان در هر فرصتی که بین کارها فراغت داشتند بین کار، قرآن قرائت می کردند. و

روزانه هشت مرتبه قرآن می خواندند. امام ماهی یک مرتبه قرآن را تمام می کردند.

(برداشت هایی از سیره امام خمینی، ج ۳، ص ۴)

این تلاوت معمول قرآن در روزهای عادی بود و الا در ایام ماه مبارک رمضان، حضرت امام علی رغم کثرت اشتغالات و عظمت مسئولیت رهبری جامعه اسلامی، همه ملاقاتها و دیدارهای خود را لغو نموده و به اعمال عبادی، خصوصاً تلاوت قرآن می پرداختند. یکی از اعضای دفتر ایشان می گوید:

امام در ماه مبارک رمضان بسیار با قرآن مأنوس بودند. من یاد ندارم که در این ماه شریف خصوصاً ماه رمضان آخر عمرشان که اوایل سال ۱۳۶۸ بود به محضر ایشان مشرف شوم و ایشان را جز در حالت قرآن خواندن ببینم. هر وقت که کاری پیش می آمد و به محضرشان می رسیدم، می دیدم مشغول تلاوت قرآن مجید هستند.

(همان، ص ۵)

البته تلاوت قرآن امام با تأمل و تفکر همراه بوده و صرف روخوانی آن نبوده است. حجه الاسلام و المسلمین رسولی محلاتی می گوید:

امام از اوایل عمر تاکنون هر روز مقداری قرآن می خوانند و این یکی از کارهای روزانه ایشان است که روی همان نظم دقیقی که در زندگی دارند، ساعتی را نیز برای تلاوت و انس با قرآن کریم اختصاص داده اند که در آن ساعت کسی نزد ایشان نمی رود و پاسخ سؤال کسی را نمی دهند و کاملاً جان و دل را به قرآن داده و توجه به آیات قرآنی و معانی آن می کنند.

(همان)

امام حتی در فرصت هایی بسیار کوتاه چند لحظه ای هم از تلاوت قرآن غافل نبوده و از این لحظات هم برای انس با خدا استفاده می کردند. یکی از نوه های ایشان می گوید:

امام در فاصله ای که بعد از نماز ظهر و عصر برای ناهار می آمدند، اگر در این مدت کوتاه چند دقیقه ای فرصت پیدا می شد، قرآن برمی داشتند و می خواندند که گاهی این اوقات کمتر از دو دقیقه بود.

(همان، ج ۱، ص ۳۵)

علاوه بر تلاوت قرآن، مصاحبت با قرآن هم مورد علاقه ایشان بود و همواره قرآن از نزدیک ترین کتب در دسترس ایشان بود.

یکی از نزدیکان ایشان می گوید:

امام علاقه خاصی به قرآن دارند. خیلی با قرآن انس دارند؛ یعنی با قرآن مأنوسند و همیشه قرآنی نزدیکشان است.

و این انس با قرآن به قدری زیاد بود که در هنگام بمباران و موشکباران تهران، وقتی جهت حفظ امنیت، ایشان دستور دادند کتب از تاقچه بالای سر ایشان برداشته شود تا بر اثر لرزش روی سرشان سقوط نکند، امام اجازه ندادند قرآن و مفاتیح را بردارند؛ چون می خواستند دائماً به آنها دسترسی داشته باشند. (همان، ج ۳، ص ۹)

از نکات دیگری که تذکر آن لازم است اینکه حضرت امام همواره قرآن را از رو می خواندند و کمتر دیده شده که ایشان از حفظ بخوانند و این در حالی است که اگر حافظ قرآن و ادعیه هم نبودند، با این کثرت تلاوت قرآن و استمرار ادعیه و زیارات در هر روز قاعدتاً باید آن ها را حفظ باشند، ولی اکثر افرادی که ایشان را در حال تلاوت قرآن و ادعیه دیده اند، به روخوانی امام اشاره کرده اند، به طوری که حتی در مواردی این مسأله موجب سؤال آنها می شده است.

یکی از یاران امام در نجف می گوید:

ایشان در حرم متعبد بودند، مثل سایر متعبدین دعا و نماز بخوانند. سایر آقایان علما این جور نبودند حرم آنها ده دقیقه و فوقش یک ربع ساعت طول می کشید و دعا را هم از حفظ می خواندند و دو رکعت نماز می خواندند و می رفتند. اما حضرت امام مثل سایر مردم می نشستند و از روی مفاتیح، دعا و زیارت می خواندند.

(همان، ص ۲۶)

در زمانی که چشم ایشان عارضه ای پیدا کرده بود، وقتی دکتر به ایشان می گوید نباید قرآن بخوانید، امام می فرمایند: من چشم را برای قرآن خواندن می خواهم. (همان، ص ۶)

این روخوانی قرآن و مفاتیح به حدی زیاد بود که مرحوم حاج سید احمد خمینی می گوید :

امام به قدری با مفاتیح مأنوس بودند که هر چند ماه یک بار مفاتیح ایشان پاره می شد و ما به ناچار مفاتیحشان را صحافی می کردیم و یا مجدداً برای ایشان تهیه می کردیم.

(همان، ص ۹)

احترام به قرآن

قرآن کتاب وحی و مقدس ترین ودیعه نزد مسلمین، در چشم حضرت امام احترام خاصی داشت و هرگز اجازه کوچک ترین بی احترامی به آن را نمی دادند؛ حتی بعضی حرکاتی که به نظر هیچکس بی احترامی به قرآن تلقی نمی شود، ایشان از آنها پرهیز داشته و نهی می کردند. یکی از اعضای دفتر امام می گوید:

در مورد احترام امام به قرآن نکته جالبی از ایشان به طور مکرر دیده ایم. گاهی به دلایلی قرآنهایی را در کیف دستی در محضر امام می بردیم، در دفعات اولیه بدون توجه قرآن را همراه با چیزهای دیگر از کیف بیرون آورده روی زمین می گذاشتیم و امام که مراقب بودند می فرمودند:

«قرآن را روی زمین نگذارید.» بعد بلافاصله دستشان را جلو آورده آن را از ما می گرفتند و روی میزی که در کنارشان بود می گذاشتند. بعد ما متوجه شدیم که امام چون روی کاناپه نشسته اند نمی خواهند قرآن روی زمین و در نتیجه پایین تر از جایی باشد که ایشان نشسته اند. (همان، ص ۱۰)

از همین روی حضرت امام که همواره در حسینیه جماران بر روی صندلی خود نشسته و مردم را به حضور می پذیرفتند، در دو مورد به عوض اینکه روی مبل بنشینند، روی زمین نشستند: یک دفعه مربوط بود به زمانی که قاریان قرآن به حضور ایشان رسیده و قرار بود قرآن بخوانند؛ و دفعه دیگر روز عاشورا بود که مجلس عزاداری در حسینیه برپا می شد. (همان، ص ۳۷)

یکی از اعضای دفتر امام می گوید:

یکبار فردی تعدادی قرآن در قطع کوچک که فقط محتوی چند عدد از سوره های قرآن است را آورده بود تا پس از امضای امام برای رزمندگان جبهه ها هدیه برد. وقتی یکی از آقایان پاکت محتوی قرآنها را برداشت و به طرف امام نزدیک کرد، امام به گمان آنکه طبق معمول که گاهی نبات و امثال آن را برای تبرک خدمتشان می بردیم دستشان را جلو آوردند، ولی وقتی چشمشان به داخل پاکت افتاد فرمودند: اینها چیست؟ به عرض رسید: «قرآن هایی است که برای تبرک خدمتتان آورده اند». امام که همیشه حرکاتش کاملاً آرام و معقول بود، ناگهان به طور بی سابقه ای با شتاب و شدت مضطربانه ای دستشان را عقب کشیده و با لحن تند و عتاب آمیز فرمودند: من قرآن را تبرک کنم؟ این چه کارهایی است که می کنید؟(همان، ص ۱۱)

حضرت امام هرگز اقدام به چاپ قرآن و یا تشویق به چاپ قرآن های نفیس ننمودند و همچنین هیچ یک از نزدیکان و یاران امام در خاطرات خود استخاره گرفتن امام با قرآن را برای کارهای خود ذکر نکرده است. کاری که بین مردم ما و روحانیون و افراد مذهبی بسیار مرسوم بوده و اکثر اعمال خود را به استخاره واگذار می کنند، حال استخاره با قرآن یا با تسبیح و یا با وسایل دیگر؛ ولی حضرت امام هرگز قرآن را وسیله ای برای استخاره قرار نداد و اصلاً کسی از ایشان استخاره ای برای تصمیمات و اقدامات خود ندیده است. بلکه عکس آن نقل شده است. یکی از شاگردان ایشان نقل می کند:

بعد از پایان درس که طلاب استدعای استخاره می نمودند به طور مطایبه با لبخندی می فرمودند: شما به خدا توکل کنید و بیشتر درس بخوانید. کمتر استخاره کنید. و گاهی هم اگر قرآن حاضر بود، استخاره با قرآن می فرمودند. (سلسله موی دوست، ص ۱۵۶)

یکی از شاگردان می گوید:

وقتی دوستان نجف از ایشان درخواست کردند که درس اصول را شروع کنند و ایشان موافقت نمی کردند، یکی از رفقا عرض کرد: «استخاره بفرمایید اگر خوب بود، شروع کنید»، ایشان در جواب فرمودند: استخاره چیست؟! من باید خودم حال خودم را ملاحظه کنم که می توانم آن را بپذیرم یا نه. (پابه پای آفتاب، ج ۵، ص ۱۵۱)

البته استخاره به معنی طلب خیرکردن از خداوند نزد امام مطلوب بوده و امام در بعضی موارد چنین کرده اند. عروس حضرت امام نقل می کند:

یک بار از خانم پرسیدم آیا امام در مورد انتخاب دامادهایشان استخاره می کردند؟ ایشان گفتند به این معنا که اگر استخاره، خوب آمد قبول کنند و اگر بد آمد رد کنند، نه. امام اعتقادی به استخاره در این معنی نداشتند. در مورد یکی از دخترهایشان دقیقاً یادم هست که اول وضو گرفتند، بعد سر سجاده نشستند، دو رکعت نماز خواندند و از خدا طلب خیر کردند. (برداشت هایی از سیره امام خمینی، ج ۳، ص ۲۰۱)

و خود ایشان در کتاب کشف اسرار در پاسخ به یکی از اشکالات نویسنده کتاب اسرار هزارساله در خصوص استخاره کردن به قرآن به این معنای استخاره اشاره کرده و استخاره مطلوب و مورد نظر در اسلام را طلب خیر کردن می دانند. ایشان می فرمایند:

«از برای استخاره دو معنی است. که یکی از آنها معنی حقیقی استخاره است و در اخبار ما از آن بیشتر نام برده شده و پیش خواص متعارف است و آن طلب خیر نمودن از خداست و آن در تمام کارهایی که انسان می کند خوب و مستحب است.»

(کشف اسرار، ص ۹۰)

البته ذکر این نکته ضروری است که حضرت امام استخاره متعارف را خلاف ندانسته و خود نیز در مواردی که دیگران از ایشان طلب می کردند، انجام می دادند. یکی از نزدیکان ایشان می گوید:

علی ـ فرزند حاج احمد آقا ـ خیلی با امام مأنوس بود و سعی می کرد کارهای امام را تقلید کند. امام هم به ایشان خیلی علاقه داشت. بعضی ها به من می سپردند که به امام عرض کنم استخاره ای برای آنها بگیرند. تا به امام می گفتم، می گفتند: اول بدهید علی استخاره کند، بعداً من استخاره می کنم. علی هم استخاره می کرد و می گفت خوب است یا بد است، بعد امام استخاره می کردند. (برداشت هایی از سیره امام خمینی، ج ۱، ص ۳۱)

و نیز وقتی یکی از یاران و شاگردان امام از ایشان می خواهد نظر خودشان را درباره چند استخاره که برای تغییر رشته تحصیلی فرزندشان از پزشکی به تحصیل در حوزه علمیه قم گرفته اند بیان کنند می فرمایند:

«فرزند خود را آزاد گذارید تا هر راهی را می خواهد انتخاب کند. شما و مادرش هم دعا کنید تا در آن راه موفق گردد.»

(صحیفه امام، ج ۲۱، ص ۳۰۹)

در خاطرات یکی از اعضای دفتر حضرت امام، خاطره ای در مورد کسب اجازه استخاره از حضرت امام نقل شده است که در نوع خود جالب می باشد، و می گوید:

یکی از علمای مبارز و انقلابی فلسطینی که به جمهوری اسلامی سفر کرده بود، همراه با هیأتی به دفتر آمده بود ـ آن هم در زمانی که ملاقاتهای امام تعطیل بود ـ یک جلد کلام الله مجید را به منظور امضای حضرت امام به این جانب داد. در ضمن، به طور مؤکد درخواست کرد که از حضرت امام برای ایشان اجازه استخاره بگیریم.

در مورد امضا مشکلی نبود، ولی در مورد اجازه، عذر خواستم و گفتم نمی شود. روحانی برجسته فلسطینی در حالی که به کنایه و محترمانه سعی داشت به ما بگوید که شما هنوز امام را نشناخته اید و به عظمت آن حضرت پی نبرده اید، گفت: مطلبی را خدمت امام طرح نکرده اید؟ یا آنکه مطرح شده و معظم له نفی کرده اند؟

گفتم: تا به حال در این مورد، چیزی از امام نشنیده ایم.

گفت: پس شما اطلاع ندارید. خواهش من این است که شما سلام مرا به امام برسانید و این درخواست را به عرض آن حضرت تقدیم کنید. امام خود می دانند و می فهمند که چه خواسته ام و چه جواب بدهند.

روز بعد ۱۷ / ۱۱ / ۶۷ که مشرف شدیم، ضمن انجام کارها با دوستان، به طور نجوا مشورت کردیم. آن ها هم نظر منفی داشتند. ولی بالاخره درخواست مذکور به عرض حضرت امام رسید و آن حضرت فرمودند: مجازند.

و ما از آنچه تا آن روز اطلاع نداشتیم و برای اولین بار متوجه شدیم، تعجب کردیم. (در سایه آفتاب، ص ۲۲۴)

سفارش به قرآن

حضرت امام توصیه های زیادی در خصوص تلاوت قرآن، تدبر در قرآن، عمل به قرآن و احیای قرآن دارند که ذکر تمامی آنها فرصتی دیگر می طلبد و در اینجا مواردی از آنها را جهت اطلاع ذکر می کنیم. ایشان در نامه ای خطاب به عروس خود خانم فاطمه طباطبایی می فرمایند:

«در قرآن کریم، این سرچشمه فیض الهی تدبر کن، هرچند صرف خواندن آن که نامه محبوب است به شنونده محجوب، آثاری دلپذیر دارد، لکن تدبر در آن انسان را به مقامات بالاتر و والاتر هدایت می کند. “أفلا یَتَدبّرونَ القرآن أمْ علی قُلوبٍ أقفالُها” و تا این قفل و بندها باز نگردد و به هم نریزد، از تدبر هم آنچه نتیجه است حاصل نگردد. خداوند متعال پس از قَسَم عظیم می فرمایند:”إنّه لَقرآنٌ کَریمٌ * فی کتابٍ مکنونٍ لایمسّه إلا الْمُطهّرون” و سر حلقه آنها آنان هستند که آیه تطهیر در شأنشان نازل گردیده، تو نیز مأیوس نباش، که یأس از اقفال بزرگ است. به قدر میسور در رفع حجب و شکستن اقفال برای رسیدن به آب زلال و سرچشمه نور کوشش کن. تا جوانی در دست تو است کوشش کن در عمل و در تهذیب قلب و در شکستن اقفال و رفع حجب که هزاران جوان که به افق ملکوت نزدیک ترند موفق می شوند و یک پیر موفق نمی شود… در این مخاطبه بین حبیب و محبوب و مناجات بین عاشق و معشوق، اسراری است که جز او و حبیبش کسی را بر آن راه نیست و امکان راه یافتن هم نمی باشد.»

(صحیفه امام، ج ۱۸، ص ۴۴۶ـ ۴۴۷)

ایشان در نامه دیگر خطاب به فرزندشان مرحوم حاج سید احمد خمینی به تلاوت قرآن ولو بدون فهم معانی آن سفارش می کنند و می فرمایند:

«فرزندم با قرآن، این بزرگ کتاب معرفت آشنا شو، اگر چه با قرائت آن و راهی از آن به سوی محبوب باز کن، و تصور نکن که قرائت بدون معرفت اثری ندارد که این وسوسه شیطان است. آخر، این کتاب از طرف محبوب است برای تو و برای همه کس و نامه محبوب، محبوب است، اگر چه عاشق و محبّ مفاد آن را نداند و با این انگیزه، حبّ محبوب که کمال مطلوب است به سراغت آید و شاید دست گیرد.»

(قرآن کتاب هدایت، شماره ۱۲۴)

حضرت امام رشد و تعالی گذشته مسلمین را در عمل به قرآن می دانند و همین راه را برای ملت مسلمان ایران، تنها راه نجات بخش دانسته، می فرمایند:

«در پناه قرآن بود که اسلام در نیم قرن بر همه امپراطوریهای در آن وقت غلبه کرد و ما مادامی که در پناه قرآن هستیم، بر دشمنان غلبه خواهیم کرد و اگر خدای نخواسته دشمنان اسلام ما را از اسلام و قرآن جدا کردند، باید بنشینیم و ببینیم که ما در ذلت، خفت، بندگی، زندگی می کنیم. استقلال و آزادی در پیروی از قرآن کریم و رسول اکرم است.»

(صحیفه امام، ج ۷، ص ۱۳۱)

احیای قرآن و خارج ساختن آن از مهجوریت از نظر امام، تنها راه غلبه بر مشکلات و علوّ درجه مسلمین در جهان است و باید تلاش کنیم غبار از چهره قرآن بزداییم. ایشان می فرمایند:

«اسلام همه چیز برای مسلمین آورده است، همه چیز، قرآن در آن همه چیز است، لکن مع الأسف ما استفاده از آن نکرده ایم و مسلمین مهجورش کردند؛ یعنی استفاده ای که باید از آن بکنند نکردند. باید مردم را توجه داد، گرایش داد به اسلام [و قرآن.]»

( همان، ج ۱۲، ص ۳۲۰)

و در جایی دیگر می فرمایند:

«مشکل بزرگ مسلمین این است که قرآن کریم را کنار گذاشته اند و تحت لوای دیگران در آمده اند.»

( همان، ج ۱۳، ص ۲۷۵)

حضرت امام از میان آیات و سور قرآن به بعضی آیات و سور عنایت ویژ ه ای داشته اند، از جمله آیات آخر سوره حشر که می فرمایند:

«سوره مبارکه حشر را مطالعه کن که گنجینه هایی از معارف و تربیت در آن است و ارزش دارد که انسان یک عمر در آنها تفکر کند و از آنها به مدد الهی توشه ها بردارد؛ خصوصاً آیات اواخر آن.»

(همان، ج ۱۸، ص۵۱۳)

موعظه قرآن

قرآن کتاب موعظه است و برای وعظ و هدایت انسانها نازل شده است و در همه اعصار می تواند بشر را هدایت کند. امام می فرمایند:

«انسان غیر محدود است و مربی انسان غیرمحدود است و نسخه تربیت انسان که قرآن است غیر محدود است؛ …نه محدود به عالم غیب است، نه محدود به عالم تجرد است. همه چیز است.»

(همان، ج ۱۲، ص ۴۲۲)

یک موعظه از میان مواعظ قرآن بیشتر مورد توجه و عنایت امام راحل بوده و بارها به آن متذکر شده اند. و حتی می توان گفت این آیه، محور قیام و حرکت امام بوده است و هرگاه نیز فردی از ایشان تقاضای موعظه ای نموده است، ایشان به این آیه اشاره نموده اند و آن آیه شریفه”قُلْ إنّما أعِظُکُم بواحده أن تَقُومُوا لله مَثْنی و فُرادی”. ( سبأ (۳۴): ۴۶)

در قدیمی ترین سند مبارزه امام که از سال ۱۳۲۳هـ .ش به یادگار مانده، ایشان ضمن دعوت به قیام برای حق، همه علمای بلاد و مردم را به عمل به این موعظه الهی دعوت نموده و می فرمایند:

«هان ای روحانیین اسلامی! ای علمای ربانی! ای دانشمندان دیندار! ای گویندگان آیین دوست! ای دینداران خداخواه! ای خداخواهان حق پرست! ای حق پرستان شرافتمند! ای شرافتمندان وطن خواه! ای وطن خواهان با ناموس! موعظت خدای جهان را بخوانید و یگانه راه اصلاحی را که پیشنهاد فرموده بپذیرید و ترک نفع های شخصی کرده، تا به همه سعادت های دو جهان نایل شوید و با زندگانی شرافتمندانه دو عالم دست در آغوش شوید.»

(صحیفه امام، ج ۱، ص ۲۲ـ ۲۳)

ایشان در تفسیر این آیه می فرمایند:

«خدای تعالی در این کلام شریف از سر منزل تاریک طبیعت تا منتهای سیر انسانیت را بیان کرده و بهترین موعظه هایی است که خدای عالم از میانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و این یک کلمه را پیشنهاد بشر فرموده. این کلمه تنها راه اصلاح دو جهان است. قیام برای خداست که ابراهیم خلیل الرحمن را به منزل خلّت رسانده و از جلوه های گوناگون عالم طبیعت رهانده.

خلیل آسا درِ علم الیقین زن ندای لا احبّ الآفلین زن

قیام لله است که موسی کلیم را با یک عصا به فرعونیان چیره کرد و تمام تخت و تاج آنها را به فنا داد و نیز او را به میقات محبوب رساند و به مقام صَعْق و صَحْو کشاند.

قیام برای خداست که خاتم النبیین ـ صلی الله علیه و آله ـ را یک تنه بر تمام عادات و عقاید جاهلیت غلبه داد و بت ها را از خانه خدا برانداخت و به جای آن توحید و تقوا را گذاشت، نیز آن ذات مقدس ر ا به مقام”قَابَ قَوْسَیْن أو أدْنی” رساند.»

(همان، ج ۱، ص ۲۱)

حضرت امام برای این آیه تفسیر دیگری هم ذکر می کنند که بیان آن خالی از لطف نیست. ایشان به نقل از خواجه عبدالله انصاری قیام در این آیه را اول مرتبه سلوک الی الله دانسته و امر خداوند را ناظر به بیداری می دانند. ایشان می فرمایند:

«اهل معرفت می گویند که اول منزل سلوک، «یَقظه» است؛ یعنی «بیداری». و به همین آیه تمسک می کند خواجه عبدالله انصاری از منازل السائرین ـ که منازل اهل سلوک را ذکر می کند ـ اول منزل را منزل «یَقظه»، منزل بیداری ذکر می کند. و این آیه شریفه را هم شاهد می آورد که خدا فرموده است:”أن تَقومُوا للهِ”. ایشان تعبیرش این است که یعنی بیدار بشوید، بیدار شدن هم یک قسم از «قیام» است. و تمام نهضت هایی که در عالم واقع می شود آن هم قیام است؛ قیام از خواب، و قیام بعد از بیداری.

قیام از خواب برای ماها که خواب هستیم و باز بیدار نشدیم. ماها که برای سُکْرِ طبیعت بیهوش هستیم؛ در خواب غفلت هستیم؛ و چشم و گوشمان همه اش متوجه به عالم طبیعت است. موعظه خدا، به حسب قول این مرد سالک، این است که یک موعظه هست. و آن اینکه بیدار بشوید از این غفلت و از این خوابی که سنگین است. خوابی است که طبیعت غلبه کرده است بر ما و ما را خواب کرده است. اول قدم این است که ما بیدار بشویم و توجه کنیم به اینکه عالم طبیعت چی هست؛ و ما در عالم طبیعت به کجا می رویم؟ در سیر هستیم همه، این سیر به کجا منتهی می شود؟ این اول قدمی است که برای کسانی که سلوک «الی الله» می کنند. اول قدم این است که بیدار بشوند؛ غفلت را کنار بگذارند؛ توجه به معنویات بکنند؛ به ماوراء طبیعت بکنند. این راه یک راه طولانی است که ما در اوایلش واقع هستیم؛ و باید سیر بکنیم، و تا آخر سیر بکنیم. اگر در حال غفلت ما را سیر دادند و ما بیدار نشدیم تا وقتی که از عالم طبیعت بیرون رفتیم، ما سعادتمند نیستیم.»

(همان، ج ۱۰، ص ۲۴۲-۲۴۳)

بخش سوم: قرآن در کردار امام

احیای اصلاحات قرآنی در جامعه

ادبیات امام یک ادبیات قرآنی است. ایشان عالی ترین معارف اسلامی را با الهام از سبک قرآن به جامعه القا می کردند. در سخنرانی های ایشان مفاهیم دقیق عرفانی و فلسفی با امثال و حکم و قصص تاریخی و احکام الهی ممزوج شده و به صورت مطالب قابل فهم برای توده مردم ارائه می گردید. تقریباً اکثر افرادی که پای صحبت ایشان می نشستند، به اندازه درک خود بهره برده و دست خالی بر نمی گشتند. از طرف دیگر بسیاری از اصطلاحات قرآنی در بین جامعه احیا گردید و مردم کوچه و بازار ضمن آشنایی با آنها، در محاورات خود از آن بهره می گرفتند. اصطلاحاتی همچون «استکبار»،«مستکبر»،«مستضعف»،«شیطان»،«استقامت»،«برائت از مشرکین»،«قدس»،«تزکیه نفوس»،«تهذیب»،«قیام لله» و… .

ایشان در کنار دعوت مردم، در عمل به دستورات قرآنی با زبانی ساده به تبیین احکام و معارف قرآنی می پرداختند. ما اگر به بیانیه ها، پیام ها یا بخشی از سخنرانیهای ایشان نگاه کنیم، می بینیم در اکثر آنها از این اصطلاحات بهره گرفته شده و فرهنگ قرآنی به نحو بارزی احیا شده است.

استفاده به جا از آیات قرآن در ابتدای بیانیه ها، یکی دیگر از راههای بسط و گسترش ادبیات قرآنی بود که حضرت امام به نحو جالب و بعضاً حیرت انگیزی از آنها بهره می گرفتند. به عنوان مثال در پیامی که امام برای حجاج بیت الله الحرام در سال ۱۳۶۶ هـ .ش ارسال فرمودند، آیه ابتدای پیام هیچ سنخیتی با فضای آن روز جامعه و برخورد دولت عربستان با حجاج ایرانی نداشت، ولی بعداً عظمت کار امام روشن شد.

امام در صدر این پیام این آیه را ذکر کرده بودند:

“وَمَنْ یَخْرُجْ مِنْ بَیْتِهِ مُهاجِراً إلی الله و رسولِهِ ثُمّ یُدْرِکْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أجرُه علی الله”. (نساء (۴): ۱۰۰)

آقای امام جمارانی، نماینده امام در سازمان حج و زیارت می گوید:

امام طبق سنت هر ساله در آستانه حج، پیامی به حجاج بیت الله می دادند. در سال ۶۶ که به حج رفتیم، از ابتدای پیاده شدن در جده تا راهپیمایی مدینه، از برخورد دولت و مأموران سعودی بسیار راضی بودیم و اصلاً تصور نمی کردیم که دولت سعودی با ایران و ایرانی، این قدر با احترام برخورد کند. پیش بینی تمامی برادران دست اندرکار حج این بود که: «امسال شاهد یکی از باشکوه ترین مراسم حج خواهیم بود».

احمد آقا، فرزند برومند امام نقل می کرد: هنگامی که مقدمه و آیه ای را که در صدر پیام استفاده شده بود، دیده بود متعجب شد و دچار حیرت از اینکه چرا امام در این پیام، حجاج را به شهادت و هجرت حسین گونه فرا خوانده اند! احمد آقا می گفت: «وقتی پیام را مطالعه کردم، باور این قضیه برایم بسیار ثقیل بود». این پیام را به آقای انصاری نشان دادم که ایشان هم نظر بنده را داشت. بعد از اینکه آقای انصاری هم نظر داد، خدمت امام رفتیم و به ایشان عرض کردم: آقا! تنها نظر من نیست، بلکه برادران دیگر هم معتقدند که آیه و مقدمه ای که در صدر مطلب به کار رفته است، هیچگونه سنخیتی با مراسم و مناسک حج ندارد. امام فرمودند: هر چه سریع تر این پیام را به رسانه های گروهی و حجاج ایرانی در مدینه مخابره نمایید. هنگامی که این پیام مخابره شد، بنده و آقای کروبی آن را برای سایر دست اندرکاران حج قرائت کردیم. ما هم بسیار شگفت زده شدیم که چه سنخیتی بین مراسم حج و آیه مبارکه است. از مدینه با بیت تماس گرفتیم. احمد آقا گفت: من هم این مطلب را با امام در میان گذاشته ام، اما ایشان فرمودند: پیام را با این آیه و مقدمه مخابره نمایید. این پیام در روز اول ذیحجه صادر شد و فاجعه خونین مکه در روز ششم ذیحجه به وقوع پیوست، که این قضیه بیش از پیش مبین عرفان بالا و از معجزات کم نظیر حضرت امام است. (برداشت هایی از سیره امام خمینی، ج ۳، ص ۱۶۶)

دفاع از قرآن

حضرت امام؛ به جهت اعتقاد راسخی که به قرآن داشتند و جایگاهی که قرآن در اندیشه و تفکر ایشان داشت، همواره در دفاع از این کتاب آسمانی پیشرو و پیش قدم بودند و می توان گفت اصلی ترین چیزی که ایشان ر ا به میدان مبارزه با رژیم شاهنشاهی کشاند، دفاع از قرآن کریم بود.

در سال ۱۳۴۱ دولت اسدالله علم لایحه ای را به تصویب رساند که به لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی معروف شد. در این لایحه سوگند به قرآن کریم تبدیل به سوگند به کتاب آسمانی شده بود و بدین ترتیب می خواستند راهی برای نفوذ افراد غیر مسلمان، خصوصاً پیروان ادیان و بالاخص فرقه ضاله بهائیت بیابند، با توجه به نفوذی که بهائیت در دستگاه شاهنشاهی یافته و همه ارکان دولت را زیر نفوذ خود گرفته بود، این لایحه تنظیم گردید و تنها حضرت امام بود که با فراست خود، این توطئه را کشف نمود و با یک فراخوان جمعی از علما و مراجع، به مقابله با این توطئه برخاستند و دولت را مجبور به عقب نشینی کردند.

در حادثه حمله به مدرسه فیضیه در دوم فروردین سال ۱۳۴۲ نیز حضرت امام از اهانت مهاجمین به قرآن بسیار آشفته شده و در اکثر پیام ها و سخنرانی های خود به آن اشاره کرده اند. ایشان در یکی از سخنرانی های خود می فرمایند:

«اگر مخالف [اسلام] نمی بود، قرآن را آتش نمی زد. وقتی که رئیس سازمان امنیت… و رئیس شهربانی … دستور دهند قرآن را آتش بزنند و دعا را لگدکوب کنند. و پاسبانان را به پشت بام بفرستند، تا با آجر به سر و کله روحانیون و طلاب بزنند، آیا اینها مخالف با دین مقدس اسلام نیستند؟»

(صحیفه امام، ج ۱، ص ۲۳۱)

و لذا سخنان آتشین ایشان در روز سیزدهم خرداد ۱۳۴۲ و پیام های دعوت مردم به قیام، همه در دفاع از حرمت قرآن بود.

ایشان در سال ۱۳۲۳ هـ.ش نیز کتاب کشف اسرار را در ردّ کتاب اسرار هزار ساله نوشتند و در دفاع از تهاجم به قرآن، کلیه دروس خود را تعطیل نمودند.

پس از پیروزی انقلاب نیز زمانی که جبهه ملی بر ضد لایحه قصاص اعلام راهپیمایی نمودند، بلافاصله ضمن مرتد خواندن این افراد با آنان به شدت برخورد کردند. و در سخنرانی خود می فرمودند:

«ملت مسلمان را دعوت می کنند که در مقابل لایحه قصاص راهپیمایی کنند، یعنی چه؟ یعنی در مقابل نص قرآن کریم راهپیمایی کنند. شما را دعوت به قیام و استقامت و راهپیمایی می کنند در مقابل قرآن کریم. نص قرآن کریم، ضروری مسلمین … جبهه ملی از امروز محکوم به ارتداد است.»

(همان، ج ۱۴، ص ۴۴۹ و ۴۶۲)

و در نهایت در مقدمه وصیتنامه سیاسی ـ الهی خود ضمن برشمردن جفاهایی که به قرآن وارد شده است، از احیای قرآن در ایران اسلامی سخن گفته و می فرماید:

«قرآن کریم را وسیله ای کردند برای حکومت های ضد قرآنی و …کار به جایی رسید که نقش قرآن به دست حکومت های جائر و آخوندهای خبیث بدتر از طاغوتیان، وسیله ای برای اقامه جور و فساد و توجیه ستمگران و معاندان حق تعالی شد. و مع الأسف به دست دشمنان توطئه گر و دوستان جاهل، قرآن این کتاب سرنوشت ساز، نقشی جز در گورستانها و مجالس مردگان نداشت و ندارد و آنکه باید وسیله جمع مسلمانان و بشریت و کتاب زندگی آنان باشد، وسیله تفرقه و اختلاف گردید و یا به کلی از صحنه خارج شد.»

(همان، ج ۲۱، ص ۳۹۴ ـ ۳۹۵)

اجرایی کردن دستورات قرآن

حضرت امام قیام و انقلاب خود را برای پیاده کردن دستورات اسلام دانسته و در درس ولایت فقیه خود در نجف اشرف می فرمایند:

«حکمت آفریدگار بر این تعلق گرفته که مردم به طریقه عادلانه زندگی کنند، و در حدود احکام الهی قدم بردارند. این حکمت همیشگی و از سنت های خداوند متعال، و تغییر ناپذیر است. بنابراین، امروز و همیشه وجود «ولیّ امر»، یعنی حاکمی که قیّم و برپا نگهدارنده نظم و قانون اسلام باشد، ضرورت دارد وجود حاکمی که مانع تجاوزات و ستمگریها و تعدی به حقوق دیگران باشد؛ امین و امانت دار و پاسدار خلق خدا باشد، هادی مردم به تعالیم و عقاید و احکام و نظامات اسلام باشد؛ و از بدعت هایی که دشمنان و ملحدان در دین و در قوانین و نظامات می گذارند جلوگیری کند. مگر خلافت امیرالمؤمنین(ع) به خاطر همین معانی نبود؟ آن علل و ضرورتهایی که آن حضرت را امام کرده است، الآن هم هست، با این تفاوت که شخص معینی نیست؛ بلکه موضوع را «عنوانی» قرار داده اند تا همیشه محفوظ باشد.»

(ولایت فقیه، ص ۴۰ ـ ۴۱)

و لذا بلافاصله پس از پیروزی انقلاب درصدد اجرایی کردن دستورات اسلام بر آمدند، ولی متأسفانه نه شرایط داخلی اجازه این اقدامات را می داد و نه دشمنان خارجی. در داخل با روی کار آمدن دولت موقت که به گفته ایشان:

«اگر خدای متعال عنایت نفرموده بود و مدتی در حکومت موقت باقی مانده بودند، ملت های مظلوم به ویژه ملت عزیز ما اکنون در زیر چنگال آمریکا و مستشاران او دست و پا می زدند و اسلام عزیز چنان سیلی از این ستمکاران می خورد که قرنها سر بلند نمی کرد.»

(صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۴۸۱)

از خارج نیز دشمنان با تحریک گروهکها و کودتا و جنگ و هزاران مسأله دیگر و مشکلات کوچک و بزرگ دیگر، اجازه اجرایی کردن دستورات اسلامی را به ایشان ندادند. ولی با این حال با توجه به صراحت قرآن در حرمت ربا، حذف ربا از عملیات بانکداری از اولین روزهای پیروزی انقلاب از سوی امام مطرح شده و ایشان خواستار تصویب چنین قانونی می شوند. لذا در اولین جلسه ای که شورای انقلاب پس از پیروزی انقلاب خدمت امام رسیدند، امام تأکید زیادی کردند که شورای انقلاب باید ترتیبی بدهد تا هر چه زودتر ربا از سیستم بانکی ایران حذف شود و بر این اساس بود که شورای انقلاب موظف شد لایحه لازم را جهت حذف ربا و وامهای ربوی تهیه کند.

(ر.ک: برداشتهایی از سیره امام خمینی، ج ۲، ص ۳۸۰)

از موارد دیگر می توان به دفاع ایشان از لایحه قصاص و اجرایی کردن آن توسط قوه قضائیه، حذف تدریجی قوانین ضد اسلامی در دادگستریها، اجرای سیاست نه شرقی نه غربی در سیاست خارجی ایران که منبعث از آیه شریفه “لَنْ یَجْعلِ الله لِلْکافِرینَ عَلَی المسلمینَ سَبیلاً” است، اجرایی کردن دستور برائت از مشرکین در ایام حج، با الهام از آیه مبارکه”وَأذان من الله و رَسُولِهِ إلی الناسِ یَوْمَ الحجّ الأکبر أنّ اللهَ بَرِیءٌ مِنَ المشرکین”، دعوت به اتحاد مسلمین در برابر کفار، فتوای ابتکاری ایشان به حجاج ایرانی مبنی بر لزوم شرکت حجاج شیعه در نماز جماعت اهل سنت در ایام حج و استفاده نکردن از مهر برای سجده در نماز و … که تأثیر بسزایی در همدلی شیعه و سنی داشته است بر گرفته از دعوت به اتحاد منبعث از آیه شریفه “وَ اعتصموا بِحَبْلِ الله جمیعاً و لا تَفَرَّقوا” بود.

ایشان در تاریخی ترین سند مبارزاتی خود که در سال ۱۳۲۳ مرقوم فرموده اند، خطاب به مرحوم وزیری یزدی که این یادداشت در دفتر ایشان نوشته شده است، می فرمایند:

«ای آقای محترم که این صفحات را جمع آوری نمودید و به نظر علمای بلاد و گویندگان رساندید، خوب است یک کتابی هم فراهم آورید که جمع تفرقه آنان را کند و همه آنان را در مقاصد اسلامی همراه کرده از همه امضاء می گرفتید که اگر در یک گوشه مملکت به دین جسارتی می شد، همه یکدل و یک جهت از تمام کشور قیام می کردند.»

(صحیفه امام، ج ۱، ص ۲۳)

لازم به توضیح است مرحوم حجت الاسلام سید علی محمد وزیری یزدی مؤسس کتابخانه وزیری یزد یک دفتری تهیه دیده بود که در آن از همه علمای بلاد و شهرها اعم از داخل و خارج از کشور درخواست می کرد یادداشتی در این دفتر بنویسند. این دفتر هم اکنون در کتابخانه وزیری یزد نگهداری می شود و حاوی دست خط علمای بزرگ نیمه اول قرن چهاردهم هجری شمسی است.

اعلام روز جهانی قدس و اختصاص دادن جمعه آخر ماه مبارک رمضان به آزادسازی قدس شریف از دیگر اقدامات وحدت بخش امام بود که ضمن احیای قبله اول مسلمین و محل معراج پیامبر(ص) همۀ مسلمانان را به احیای یکی از اماکن مقدس که در قرآن کریم از آن به عظمت یاد شده است، دعوت نمودند.

قرآن محور وحدت مسلمین

حضرت امام اعتقاد داشتند قرآن خود می تواند بزرگترین عامل وحدت بخش مسلمین باشد. و همواره سعی داشتند همه را حول محور قرآن و اسلام دعوت کنند.

حضرت امام پناه بردن به قرآن را مایه مجد و عظمت مسلمین دانسته و می فرمایند:

«اگر پناه به قرآن و اسلام بیاورید، اجنبی به خود اجازه نمی دهد که از شما سند بردگی بگیرد، اجازه نمی دهد که مفاخر ملی و اسلامی شما پایمال شود.»

(همان، ج ۱، ص ۴۱۱)

و در بیانی دیگر ضمن دعوت همه مردم جهان- اعم از مسلمان و غیرمسلمان- برای پیوستن به دریای قرآن می فرمایند:

«هان ای قطره های جدا از اقیانوس قرآن و اسلام به خود آیید و به این اقیانوس الهی متصل شوید و به این نور مطلق استناره کنید، تا چشم طمع جهان خواران از شما ببرد و دست تطاول و تجاوز آنان قطع شود و به زندگانی شرافتمندانه و ارزشهای انسانی برسید.»

(همان، ج ۱۶، ص ۵۱۶)

مقابله با دشمنان قرآن

حضرت امام ضمن دعوت مسلمین به پناه آوردن به قرآن و تمسک به مفاهیم آن، همه را به مقابله با دشمنان قرآن فراخوانده و با بیان انواع دشمنی با قرآن می فرمایند:

«آنها نمی خواهند قرآن کریم و احکام آن حاکم بر ملل اسلام باشد تا ذخایر آنها را به یغما ببرند و کسی حرفی نزند و در عوض آنها را مصونیت دهد.»

(همان، ج ۲، ص ۱۲۶)

ایشان به یکی از ترفندهای دشمنان در مقابله با قرآن که کمتر مورد توجه همگان قرار گرفته و باعث تحریف در تعالیم آن می شود، اشاره نموده و می فرمایند:

«امروز می بینیم که یهودیها – خذلهم الله- در قرآن تصرف کرده اند و در قرآن هایی که در مناطق اشغالی چاپ کرده اند تغییراتی داده اند. ما موظفیم از این تصرفات خائنانه جلوگیری کنیم.»

(ولایت فقیه، ص ۱۲۸)

از دیگر نقشه های اجانب جلوگیری از فهم قرآن و آگاهی از معارف آن و اسلام است، که سعی شده تنها بخش کوچکی از معارف قرآن در بین مسلمین مطرح شود و بخش اعظم آن مغفول بماند. حضرت امام با کشف این توطئه همگان را نسبت به آن آگاهی داده، می فرمایند:

«یکی از کارهای بزرگی که شده است و گمانم این است که آنها، آن شیاطین کرده اند این است که قرآن و اسلام را آنطوری که هست نگذاشتند ما بفهمیم، نگذاشتند مسلمانها بفهمند، نفوذ کرده است این تبلیغات حتی در عمق حوزه های دینی نجف و قم، این معنا که یک مقدار از اسلام و یک قدری از اسلام مطرح است بین علمای اسلام، یک قدری از اسلام است باقی آن مانده است آن زیر و مخفی است.»

(صحیفه امام، ج ۷، ص ۳۹۳)

از دیگر ترفندهایی که باعث دوری مسلمین از قرآن شده، مهجوریت قرآن در بین مسلمانان است. حضرت امام ضمن تذکر به این نکته، همه را برای احیای قرآن فراخوانده و می فرمایند:

«اسلام همه چیز برای مسلمین آورده است ، همه چیز. قرآن در آن همه چیز است، لکن مع الأسف ما استفاده از آن نکرده ایم، و مسلمین مهجورش کردند یعنی استفاده ای که باید از آن بکنند نکردند. باید مردم را توجه داد. گرایش داد به اسلام [و قرآن].»

(همان، ج ۱۲، ص ۳۲۰)

مهجوریت قرآن تنها کنار گذاشتن آن نبود، بلکه فراموشی بخشی از تعالیم حیات بخش آن نیز از آن جمله بود. آن معارفی که به جامعه و اقامه قسط و دشمنی با ظالمین بود. امام می فرمایند:

«اکثر آیات قرآن هم کنار گذاشته شده بود، قرآن را می خواندیم و می بوسیدیم و می گذاشتیمش کنار. آیاتی که مربوط به جامعه بود. آیاتی که مربوط به سیاست بود. آیاتی که مربوط به جنگ بود. آیات زیادی که اکثر آیات مربوط به این مسائل است اینها را منسی کرده بودیم.»

( همان، ج ۱۵، ص ۱۱)

از دیگر دشمنی های با قرآن، حذف تدریجی احکام ضروری قرآن از قوانین کشور در دوران رژیم پهلوی بود. حضرت امام با این توطئه به مخالفت برخاسته و می فرمایند:

«دستگاه جبار در گذشته به اسلام و قرآن اهانت کرد و خواست قرآن را در ردیف کتب ضاله قرار دهد. اکنون با اعلام تساوی حقوق، چندین حکم ضروری اسلام محو می شود. اخیراً وزیر دادگستری در طرح خود شرط اسلام و ذکوریت را از شرایط قضات لغو کرده است.»

(همان، ج ۱، ص ۱۸۶)

این بود خلاصه ای از عملکرد قرآنی حضرت امام، که اگر بخواهیم به همۀ موارد آن اشاره کنیم، مثنوی هفتاد من کاغذ شود. امید است ان شاء الله با سرمشق گرفتن از آن رادمرد الهی، بتوانیم قرآن را در زندگی خود پیاده نموده، کردار خود را منطبق با معارف اسلام و منبعث از قرآن قرار دهیم. به امید آن روز.

فهرست منابع:

  1. ره عشق، امام خمینی، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول، ۱۳۶۸٫
  2. انوار الهدایه فی التعلیقه علی الکفایه، امام خمینی، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول، ۱۳۷۲٫
  3. قرآن کتاب هدایت از دیدگاه امام خمینی، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ دوم، ۱۳۷۷٫
  4. برداشتهایی از سیره امام خمینی(س)، غلامعلی رجایی، تهران: مؤسسه چاپ و نشر عروج، چاپ پنجم، ۱۳۸۴٫
  5. سلسله موی دوست، مجتبی فراهانی، تهران: مؤسسه چاپ و نشر عروج، چاپ اول، ۱۳۸۳٫
  6. در سایه آفتاب، محمد حسن رحیمیان، تهران: مؤسسه فرهنگی پاسدار، چاپ هفتم، ۱۳۷۸٫
  7. کشف اسرار، امام خمینی، بی تا،بی نا، بی جا.
  8. کتاب البیع، امام خمینی، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول، ۱۳۷۹٫
  9. زندگی و مبارزات آیت الله طالقانی، حشمت الله عزیزی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چاپ اول، ۱۳۸۸٫
  10. تفسیر و شواهد قرآنی در آثار امام خمینی، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، چاپ اول، ۱۳۸۲٫
  11. صحیفه امام (دوره ۲۲ جلدی)، امام خمینی، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۵
  12. ولایت فقیه، امام خمینی، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، ۱۳۸۵٫
  13. قرآن مجید با ترجمه محی الدین مهدی الهی قمشه ای، تهران: مؤسسه انتشارات هجرت، چاپ چهارم، ۱۴۱۵ ق.

برچسب ها

این مطلب بدون برچسب می باشد.

پاسخ دادن

ایمیل شما منتشر نمی شود. فیلدهای ضروری را کامل کنید. *

*